love ardently
عشق با شور و حرارت
work ardently
با شور و حرارت کار کنید
support ardently
با شور و حرارت حمایت کنید
believe ardently
با شور و حرارت باور کنید
hope ardently
با شور و حرارت امیدوار باشید
She ardently pursued her dreams of becoming a successful artist.
او با اشتیاق فراوان به دنبال تحقق رویای تبدیل شدن به یک هنرمند موفق بود.
He ardently expressed his love for her in a heartfelt letter.
او عشق خود را به طور جدی و با لحنی صمیمانه در نامهای از صمیم قلب برای او بیان کرد.
The fans ardently cheered for their favorite team during the championship game.
هواداران با شور و شوق فراوان در طول بازی قهرمانی از تیم مورد علاقه خود حمایت کردند.
She ardently believed in the power of positive thinking.
او با اعتقاد راسخ به قدرت تفکر مثبت باور داشت.
He ardently supported the charity organization by donating regularly.
او با حمایت جدی و پیوسته از طریق اهدای منظم، از سازمان خیریه حمایت کرد.
The students ardently listened to the guest speaker's inspiring speech.
دانشجویان با دقت و علاقه فراوان به سخنرانی الهامبخش سخنران مهمان گوش دادند.
She ardently defended her friend when others tried to criticize him.
او با دفاع قوی و مصمم از دوست خود، زمانی که دیگران سعی در انتقاد از او داشتند، از او حمایت کرد.
He ardently desired to travel the world and experience different cultures.
او با اشتیاق فراوان به دنبال سفر در سراسر جهان و تجربه فرهنگهای مختلف بود.
The artist ardently painted late into the night, driven by inspiration.
هنرمند تا دیروقت شب با انگیزه الهام، با شور و شوق فراوان نقاشی میکرد.
The community ardently supported the local businesses during tough times.
جامعه محلی در زمانهای سخت از کسب و کارهای محلی با حمایت جدی و پیگیر حمایت کرد.
love ardently
عشق با شور و حرارت
work ardently
با شور و حرارت کار کنید
support ardently
با شور و حرارت حمایت کنید
believe ardently
با شور و حرارت باور کنید
hope ardently
با شور و حرارت امیدوار باشید
She ardently pursued her dreams of becoming a successful artist.
او با اشتیاق فراوان به دنبال تحقق رویای تبدیل شدن به یک هنرمند موفق بود.
He ardently expressed his love for her in a heartfelt letter.
او عشق خود را به طور جدی و با لحنی صمیمانه در نامهای از صمیم قلب برای او بیان کرد.
The fans ardently cheered for their favorite team during the championship game.
هواداران با شور و شوق فراوان در طول بازی قهرمانی از تیم مورد علاقه خود حمایت کردند.
She ardently believed in the power of positive thinking.
او با اعتقاد راسخ به قدرت تفکر مثبت باور داشت.
He ardently supported the charity organization by donating regularly.
او با حمایت جدی و پیوسته از طریق اهدای منظم، از سازمان خیریه حمایت کرد.
The students ardently listened to the guest speaker's inspiring speech.
دانشجویان با دقت و علاقه فراوان به سخنرانی الهامبخش سخنران مهمان گوش دادند.
She ardently defended her friend when others tried to criticize him.
او با دفاع قوی و مصمم از دوست خود، زمانی که دیگران سعی در انتقاد از او داشتند، از او حمایت کرد.
He ardently desired to travel the world and experience different cultures.
او با اشتیاق فراوان به دنبال سفر در سراسر جهان و تجربه فرهنگهای مختلف بود.
The artist ardently painted late into the night, driven by inspiration.
هنرمند تا دیروقت شب با انگیزه الهام، با شور و شوق فراوان نقاشی میکرد.
The community ardently supported the local businesses during tough times.
جامعه محلی در زمانهای سخت از کسب و کارهای محلی با حمایت جدی و پیگیر حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید