she watched the drama unfold apathetically.
او با بیاعتنایی شاهد آشکار شدن درام بود.
he responded to her pleas apathetically.
او با بیاعتنایی به خواهشهای او پاسخ داد.
the audience reacted apathetically to the comedian's jokes.
مخاطبان با بیاعتنایی به شوخیهای کمدین واکنش نشان دادند.
his apathy was evident in his apathetically drawn face.
بیتفاوتی او در چهره بیحوصلهاش آشکار بود.
the committee reviewed the proposals apathetically, showing no interest.
کمیته پیشنهادات را با بیاعتنایی بررسی کرد و هیچ علاقهای نشان نداد.
despite her efforts, his indifference was apathetically unwavering.
با وجود تلاشهای او، بی علاقگی او به طرز عجیبی پایدار بود.
he spoke about his dreams apathetically, as if they held no meaning.
او با بیاعتنایی در مورد رویاهایش صحبت کرد، گویی هیچ معنایی نداشتند.
the students listened to the lecture apathetically, their minds elsewhere.
دانشجویان با بیاعتنایی به سخنرانی گوش دادند، ذهنشان جای دیگری بود.
she watched the drama unfold apathetically.
او با بیاعتنایی شاهد آشکار شدن درام بود.
he responded to her pleas apathetically.
او با بیاعتنایی به خواهشهای او پاسخ داد.
the audience reacted apathetically to the comedian's jokes.
مخاطبان با بیاعتنایی به شوخیهای کمدین واکنش نشان دادند.
his apathy was evident in his apathetically drawn face.
بیتفاوتی او در چهره بیحوصلهاش آشکار بود.
the committee reviewed the proposals apathetically, showing no interest.
کمیته پیشنهادات را با بیاعتنایی بررسی کرد و هیچ علاقهای نشان نداد.
despite her efforts, his indifference was apathetically unwavering.
با وجود تلاشهای او، بی علاقگی او به طرز عجیبی پایدار بود.
he spoke about his dreams apathetically, as if they held no meaning.
او با بیاعتنایی در مورد رویاهایش صحبت کرد، گویی هیچ معنایی نداشتند.
the students listened to the lecture apathetically, their minds elsewhere.
دانشجویان با بیاعتنایی به سخنرانی گوش دادند، ذهنشان جای دیگری بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید