| جمع | ardors |
ardor for life
اشتیاق برای زندگی
with ardor
با اشتیاق
ardor of passion
اشتیاق عشق
quench the ardor
خاموش کردن اشتیاق
fueled by ardor
به اشتیاق تغذیه شده
ardor of youth
اشتیاق جوانی
lose his ardor
از دست دادن اشتیاق
she approached her studies with great ardor.
او با اشتیاق فراوان به تحصیل خود پرداخت.
his ardor for music inspired everyone around him.
اشتیاق او به موسیقی الهام بخش همه اطرافیانش بود.
they worked with ardor to complete the project on time.
آنها با اشتیاق برای تکمیل پروژه به موقع کار کردند.
her ardor for painting is evident in her vibrant artworks.
اشتیاق او به نقاشی در آثار هنری پر جنب و جوشش آشکار است.
he expressed his ardor for travel through his vivid storytelling.
او اشتیاق خود به سفر را از طریق داستان سرایی های زنده خود بیان کرد.
with ardor and determination, she pursued her dreams.
با اشتیاق و اراده، او به دنبال تحقق رویای خود رفت.
the team celebrated their victory with ardor and joy.
تیم پیروزی خود را با اشتیاق و شادی جشن گرفت.
his ardor for environmental causes drives his activism.
اشتیاق او به مسائل زیست محیطی، فعال گرایی او را هدایت می کند.
she spoke with ardor about her favorite books.
او با اشتیاق در مورد کتاب های مورد علاقه اش صحبت کرد.
they danced with ardor, lost in the rhythm of the music.
آنها با اشتیاق می رقصیدند، غرق در ریتم موسیقی.
ardor for life
اشتیاق برای زندگی
with ardor
با اشتیاق
ardor of passion
اشتیاق عشق
quench the ardor
خاموش کردن اشتیاق
fueled by ardor
به اشتیاق تغذیه شده
ardor of youth
اشتیاق جوانی
lose his ardor
از دست دادن اشتیاق
she approached her studies with great ardor.
او با اشتیاق فراوان به تحصیل خود پرداخت.
his ardor for music inspired everyone around him.
اشتیاق او به موسیقی الهام بخش همه اطرافیانش بود.
they worked with ardor to complete the project on time.
آنها با اشتیاق برای تکمیل پروژه به موقع کار کردند.
her ardor for painting is evident in her vibrant artworks.
اشتیاق او به نقاشی در آثار هنری پر جنب و جوشش آشکار است.
he expressed his ardor for travel through his vivid storytelling.
او اشتیاق خود به سفر را از طریق داستان سرایی های زنده خود بیان کرد.
with ardor and determination, she pursued her dreams.
با اشتیاق و اراده، او به دنبال تحقق رویای خود رفت.
the team celebrated their victory with ardor and joy.
تیم پیروزی خود را با اشتیاق و شادی جشن گرفت.
his ardor for environmental causes drives his activism.
اشتیاق او به مسائل زیست محیطی، فعال گرایی او را هدایت می کند.
she spoke with ardor about her favorite books.
او با اشتیاق در مورد کتاب های مورد علاقه اش صحبت کرد.
they danced with ardor, lost in the rhythm of the music.
آنها با اشتیاق می رقصیدند، غرق در ریتم موسیقی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید