fervor

[ایالات متحده]/ˈfɜːvə/
[بریتانیا]/ˈfɜrvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس شدید و پرشور؛ شور و اشتیاق یا غیرت
Word Forms
جمعfervors

عبارات و ترکیب‌ها

fervor for learning

اشتیاق برای یادگیری

fervor of youth

شور جوانی

fervor of debate

شور بحث

fervor in sports

شور در ورزش

fervor for change

اشتیاق برای تغییر

fervor for justice

اشتیاق برای عدالت

fervor of celebration

شور جشن

fervor in faith

شور در ایمان

fervor for art

اشتیاق برای هنر

fervor of activism

شور فعال‌گرایی

جملات نمونه

she approached her work with great fervor.

او با شور و اشتیاق فراوان به کار خود پرداخت.

the crowd cheered with fervor during the concert.

تماشاگران در طول کنسرت با شور و اشتیاق تشویق کردند.

he spoke about his beliefs with fervor.

او درباره باورهای خود با شور و اشتیاق صحبت کرد.

they campaigned with fervor for the new policy.

آنها با شور و اشتیاق برای سیاست جدید کمپین کردند.

the team's fervor was evident in their performance.

شور و اشتیاق تیم در عملکرد آنها آشکار بود.

her fervor for learning languages is inspiring.

شور و اشتیاق او برای یادگیری زبان ها الهام بخش است.

he pursued his dreams with fervor and determination.

او با شور و اشتیاق و قاطعیت به دنبال تحقق رویاهای خود بود.

the volunteers worked with fervor to help the community.

داوطلبان با شور و اشتیاق برای کمک به جامعه کار کردند.

they discussed the project with fervor and excitement.

آنها پروژه را با شور و اشتیاق و هیجان مورد بحث قرار دادند.

her fervor for the environment drives her activism.

شور و اشتیاق او برای محیط زیست، فعالیت های او را هدایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید