aroma

[ایالات متحده]/əˈrəʊmə/
[بریتانیا]/əˈroʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوی خوش یا قابل توجه؛ عطر؛ طعم؛ جاذبه.
Word Forms
جمعaromas

عبارات و ترکیب‌ها

pleasant aroma

بوی مطبوع

strong aroma

بوی قوی

aroma therapy

آروماتراپی

جملات نمونه

the aroma of officialdom.

بوی کاغذبازی

the aroma of success.

بوی موفقیت

the tantalizing aroma of fresh coffee.

بوی دل انگیز قهوه تازه

the aroma of sizzling bacon;

بوی پنیر شور

a full aroma; full tones.

یک عطر کامل؛ لحن های کامل

the air hung with an antiseptic aroma peculiar to hospitals.

هوا با یک عطر ضدعفونی کننده خاص برای بیمارستان ها آکنده بود.

the aroma of soup permeated the air.

بوی سوپ هوا را پر کرد.

the mouthwatering aroma of a baking pie.

بوی لذیذ یک پای پخته شده.

the aroma of frying onions;

بوی سرخ کردن پیازها;

the appetizing aroma of sizzling bacon.

عطر دلپذیر بیکن در حال جوش

the aroma of garlic and onions.See Synonyms at smell

بوی سیر و پیاز.برای یافتن مترادف ها به بوی مراجعه کنید

the aroma of roses.See Synonyms at fragrance

بوی گل رز.برای یافتن مترادف ها به عطر مراجعه کنید

the aroma of cannabis incensed the air.

بوی شاهدانه هوا را خشمگین کرد.

Spicy aromas embalmed the air.

بوی تند هوا را مومیایی کرد.

The whole house was filled with the aroma of coffee.

کل خانه با بوی قهوه پر شده بود.

The president's room conveyed a delicate aroma of the mysterious East.

اتاق رئیس جمهور عطر ظریفی از شرق مرموز را منتقل می کرد.

The wonderful aroma from the kitchen makes my mouth water.

بوی فوق العاده از آشپزخانه باعث آب دهان من می شود.

* Biscuity: a pleasant aroma often used to describe quality Assams.

* بیسکوییتی: یک عطر دلپذیر که اغلب برای توصیف کیفیت آسامی استفاده می شود.

Dark berried fruits and cherry aromas are also evident, as is a hint of oak and a background inkiness.

میوه های تیره و خوش آب و هوا و عطر آلبالو نیز آشکار است، همانطور که یک اشاره به بلوط و یک تیرگی پس زمینه وجود دارد.

It offers an intense aroma with strong green pepper, fruity like cherry and marasca.

این یک عطر شدید با فلفل سبز قوی، میوه ای مانند آلبالو و ماراسکا ارائه می دهد.

نمونه‌های واقعی

I could smell the aroma of what it would feel like in a forest.

من می‌توانستم عطر آنچه احساس می‌شد در جنگل را حس کنم.

منبع: VOA Standard English_Americas

The stew was deep yellow, and had an intense aroma.

خورشگاه زرد عمیق بود و عطر شدیدی داشت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

You want to kind of be able to capture the aroma.

می‌خواهید بتوانید تا حدودی عطر را به دام بیاندازید.

منبع: Connection Magazine

This is the strong aroma. This is the most popular Baijiu.

این عطر قوی است. این محبوب‌ترین بائیجو است.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

That, sir, is the aroma of, uh, wet cardboard and mold.

آقای، این عطر، اوه، مقوا و کپک خیس است.

منبع: English little tyrant

You'll know when it's done when you get that nutty aroma.

وقتی آن را انجام دادید، متوجه خواهید شد که آن عطر آجیلی را دریافت می‌کنید.

منبع: 2023 New Year Special Edition

Then the researchers thoroughly scrubbed the tank to get rid of any telltale mussel aromas.

سپس محققان به طور کامل مخزن را تمیز کردند تا از شر هر گونه عطر صدف نمایان خلاص شوند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American September 2020 Collection

As it's a characteristic and very strong aroma, dogs avoid it whenever they can.

از آنجایی که این یک عطر مشخص و بسیار قوی است، سگ‌ها تا آنجا که می‌توانند از آن اجتناب می‌کنند.

منبع: Intermediate English short passage

The new hybrid has a milder taste and aroma than others.

هیبرید جدید طعم و عطر ملایمتری نسبت به سایرین دارد.

منبع: BBC News Vocabulary

The aroma of roasting coffee beans.

عطر قهوه های در حال برشته شدن.

منبع: Ez Talk American English Conversation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید