scent

[ایالات متحده]/sent/
[بریتانیا]/sent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بو، عطر؛ ردپا، نشانه
vt. بوی ... را تشخیص دادن، وجود ... را درک کردن
Word Forms
زمان گذشتهscented
قسمت سوم فعلscented
صفت یا فعل حال استمراریscenting
شکل سوم شخص مفردscents
جمعscents

عبارات و ترکیب‌ها

Scent of flowers

بوی گل

Strong scent

بوی قوی

Subtle scent

بوی ملایم

Natural scent

بوی طبیعی

Perfume scent

بوی ادکلن

scent of

بوی

faint scent

بوی خفیف

جملات نمونه

The police are on the scent of the criminals.

پلیس به دنبال رد سرنخ‌های مجرمان است.

caught the scent of a reconciliation.

بوی آشتی را استشمام کرد.

the scent of pine needles.

بوی سوزن‌های کاج.

the scent of newly mown hay.

بوی علف تازه چیده شده

the scent of freshly cut hay.

بوی علف تازه چیده شده.

scent spring in the air

بوی بهار در هوا

The air was thick with the scent of roses.

هوا غلیظ بود با عطر گل رز.

breathe the lush scent of lilacs.

عطر خوش لاله را استشمام کنید.

We are on the scent of an important discovery.

ما در آستانه یک کشف مهم هستیم.

The police are now on the scent of the culprit.

حالا پلیس سرنخ متهم را دنبال می‌کند.

a decadent soak in a scented bath.

یک غوطه‌روی لذت‌بخش در وان با عطر

a unique scent, impossible to duplicate or forget.

یک عطر منحصر به فرد، غیرقابل تقلید یا فراموشی.

the penetrating scents of pine and eucalyptus.

عطر‌های نافذ کاج و اکالیپتوس

The flower scents the air .

گل هوا را معطر می‌کند.

the scent of a hunted animal

بوی یک حیوان در حال شکار

the rich tangy scent of pine needles

بوی غنی و تند سوزن‌های کاج.

dogs scenting their prey.

سگ‌هایی که طعمه خود را بو می‌کنند.

when blossoms scent the air.

وقتی شکوفه‌ها هوا را خوشبو می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید