smell

[ایالات متحده]/smel/
[بریتانیا]/smɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حس بویایی؛ برای درک یا شناسایی یک بو
vt. & vi.
v. برای شناسایی یا درک یک بو؛ برای حس کردن یا درک یک بوی
vt. برای بو کشیدن؛ برای شناسایی با حس بویایی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsmells
قسمت سوم فعلsmelt
صفت یا فعل حال استمراریsmelling
جمعsmells
زمان گذشتهsmelled

عبارات و ترکیب‌ها

smell of

بوی

sweet smell

بوی خوش

sense of smell

حس بویایی

bad smell

بوی بد

fishy smell

بوی بد دادن

smell the flowers

گل‌ها را بو کنید

smell the coffee

بوی قهوه را حس کنید

smell out

تشخیص دادن

جملات نمونه

the smell was nauseous.

بوی آن تهوع‌آور بود.

a smell of coffee.

بوی قهوه.

the smell of success.

بوی موفقیت.

The smell was frightful.

بوی آن ترسناک بود.

an objectionable smell

یک بوی زننده

a distinct smell of nicotine.

یک بوی مشخص نیکوتین.

a pervasive smell of must.

بوی ماندگی در همه جا وجود داشت.

have a smell of this.

بوی آن را استشمام کنید.

it smells in here.

اینجا بوی نامطبوع می‌دهد.

the smell of meat on the turn.

بوی گوشت که در حال تغییر است.

a perceptible smell of paint

یک بوی قابل توجه رنگ

an acrid smell of burning

بوی تند و زننده سوختگی

I smell violence in the air.

من خشونت را در هوا حس می‌کنم.

the smell of smoke clung to their clothes.

بوی دود به لباس‌هایشان چسبیده بود.

their shampoos smell heavenly.

شامپوهای آنها بوی بهشتی می دهند.

the mawkish smell of warm beer.

بوی دل‌انگیز و احساسی آبجو گرم

that sausage doesn't smell right.

آن سوسیس بوی خوبی ندارد.

a bad smell from the drain

بوی بد از زهکشی.

the appetizing smell of cakes

بوی مطبوع کیک‌ها

نمونه‌های واقعی

Oh, bunking up, if you smell smokes, don't be alarmed.

اوه، اگر بوی دود شنیدید، نگران نباشید.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

If only it looked as good as it smells.

ای کاش به اندازه ای که بوی خوبی دارد، خوب به نظر نمی رسید.

منبع: Growing Up with Cute Pets

I smell the violation of civil liberties!

من بوی نقض آزادی های مدنی را حس می کنم!

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

His nostrils are too small for the big flower smells.

سوراخ های بینی او برای بوی گل های بزرگ خیلی کوچک هستند.

منبع: Sarah and the little duckling

Oh, it's car air freshener. I was simulating the smell of the forest.

اوه، خوشبو کننده هوا ماشین است. من در حال شبیه سازی بوی جنگل بودم.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

I love the smell of fresh basil.

من عاشق بوی ریحان تازه هستم.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Vapor has no smell and it's invisible.

ویپور بوی ندارد و نامرئی است.

منبع: Popular Science Essays

There is a sweet smell of roses.

بوی خوشی از گل های رز وجود دارد.

منبع: Halloween Adventures

Perhaps you thought it was the smell?

شاید فکر کردید این بوی بود؟

منبع: Introduction to the Basics of Biology

Biogas is smokeless and has no smell.

بیوگاز دود ندارد و بوی ندارد.

منبع: VOA Special September 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید