aromaticizing

[ایالات متحده]//əˈrəʊ.mə.taɪ.zɪŋ//
[بریتانیا]//əˈroʊ.mə.taɪ.zɪŋ//

ترجمه

v. حالت شبه فاعلی از عطر دادن؛ ساختن چیزی عطردار؛ بخشیدن عطر یا بوی خوش؛ ساختن یک ترکیب شیمیایی عطردار یا تبدیل آن به یک فرم عطردار (شیمی)
adj. که عطر داده شده است؛ مربوط به فرایند عطر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

aromaticizing oils

روغن‌های عطردار

aromaticizing the room

عطر دادن به اتاق

aromaticizing herbs

گیاهان عطردار

aromaticizing wax

شمع عطردار

aromaticizing soap

صابون عطردار

aromaticizing fabric

پارچه‌های عطردار

جملات نمونه

the chemist is aromaticizing the hydrocarbon mixture to improve octane performance.

شیمی‌دان در حال اروماتیک‌سازی مخلوط هیدروکربن‌ها برای بهبود عملکرد اکتان است.

the refinery began aromaticizing the light naphtha stream under controlled temperature and pressure.

ریفاینری شروع به اروماتیک‌سازی جریان نفت لیگن در دمای و فشار کنترل‌شده کرده است.

they are aromaticizing the feedstock with a platinum catalyst to increase aromatics yield.

آن‌ها در حال اروماتیک‌سازی مواد خام با کاتالیست پلاتین برای افزایش بازده اروماتیک‌ها هستند.

engineers are aromaticizing the gasoline blend to meet the required fuel specifications.

مهندسان در حال اروماتیک‌سازی مخلوط بنزین برای تامین نیازهای مشخصات سوخت هستند.

the pilot unit is aromaticizing the paraffinic fraction to raise the research octane number.

واحد پیлот در حال اروماتیک‌سازی قسمت پارافینی برای افزایش عدد اکتان تحقیقاتی است.

we are aromaticizing the reactor effluent and monitoring hydrogen production throughout the run.

ما در حال اروماتیک‌سازی خروجی راکتور و نظارت بر تولید هیدروژن در طول فرآیند هستیم.

the process team kept aromaticizing the stream while adjusting space velocity for stability.

تیم فرآیند در حال اروماتیک‌سازی جریان در حالی که سرعت فضایی را برای پایداری تنظیم می‌کنند.

by aromaticizing the intermediate, the plant can improve the overall reformate quality.

با اروماتیک‌سازی میانجی، گیاه می‌تواند کیفیت کلی ریفرمیت را بهبود بخشد.

the operator continued aromaticizing the charge stock until the analyzer showed the target composition.

اپراتور اروماتیک‌سازی ماده خام را ادامه داد تا تحلیل‌گر نشان دهد که ترکیب هدف به دست آمده است.

the lab is aromaticizing the sample under nitrogen to limit unwanted side reactions.

آزمایشگاه در حال اروماتیک‌سازی نمونه زیر نیتروژن برای محدود کردن واکنش‌های جانبی ناخواسته است.

after aromaticizing the straight run fraction, they blended it into the final gasoline pool.

پس از اروماتیک‌سازی قسمت ران مستقیم، آن را با مخلوط بنزین نهایی ترکیب کردند.

the catalyst aged faster when they were aromaticizing heavier feeds with more sulfur.

کاتالیست زودتر پیر شد وقتی که آن‌ها در حال اروماتیک‌سازی مواد غذایی سنگین‌تر با مقدار بیشتر گوگرد بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید