scenting

[ایالات متحده]/[ˈsentɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈsentɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی عطر اضافه کردن؛ بویی را تشخیص دادن.
n. اضافه کردن عطر؛ تشخیص بو.

عبارات و ترکیب‌ها

scenting the air

بوی هوا

scenting blossoms

بوی گل‌ها

scenting candles

بوی شمع‌ها

scenting season

بوی فصل

scenting memories

بوی یادآوری‌ها

scenting blends

بوی ترکیب‌ها

scenting spray

بوی اسپری

scenting woods

بوی جنگل‌ها

scenting notes

بوی نت‌ها

scenting garden

بوی باغ

جملات نمونه

the bakery is scenting the air with warm bread and cinnamon.

بیکری هوا را با نان گرم و کینن می‌پزد.

she enjoyed scenting her wrists with a delicate floral perfume.

او لذت برد که دست‌های خود را با یک عطر گل‌های نرم بپزد.

the forest floor was scenting of damp earth and pine needles.

زمین جنگل با خاک مرطوب و گردوهای سرو بوی می‌پزد.

the chef was scenting the sauce with fresh herbs.

شکم‌پز با عصاره گیاهان تازه سوسم را می‌پزد.

we spent the afternoon scenting the garden with lavender.

ما بعدازظهر را با گیلاس بوی می‌پزد.

the dog was scenting the ground, searching for a trail.

سگ زمین را با بوی می‌پزد، به دنبال یک ردیف بود.

the candle was scenting the room with a cozy vanilla aroma.

شمع اتاق را با بوی گویا و آرام کمک می‌کرد.

he was scenting the wine, trying to identify the grapes.

او بوی شراب را می‌پزد، سعی در شناسایی گلیک‌ها داشت.

the air was scenting of rain and approaching storms.

هوای باران و طوفان‌های نزدیک بوی می‌پزد.

the company is scenting new products with unique fragrances.

شرکت محصولات جدید را با عطرهای منحصر به فرد می‌پزد.

she was scenting the fabric with a light citrus scent.

او با بوی سبک سیتروس بافت را می‌پزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید