artfulnesses

[ایالات متحده]/ˈɑːtfəlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɑːrtfəlnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن هنرمندانه؛ خیانتکاری؛ فن‌آموزی

جملات نمونه

english sentence

Persian_translation

the artist's paintings displayed multiple artfulnesses that captivated the gallery visitors.

نقاشی‌های هنرمند چندین جنبه زیبایی را نشان داد که بازدیدکنندگان گالری را جذب کرد.

her writing style was characterized by various artfulnesses that made her work distinctive.

سبک نویسندگی او توسط چندین جنبه زیبایی مشخص می‌شد که کار او را منحصر به فرد می‌کرد.

the chef's dishes showcased numerous artfulnesses in presentation and flavor combination.

غذاهای پовар در نمایش و ترکیب طعم‌ها چندین جنبه زیبایی را نشان داد.

the architect incorporated several artfulnesses into the building's design.

معمار چندین جنبه زیبایی را در طراحی ساختمان اضافه کرد.

the performance demonstrated remarkable artfulnesses in timing and emotional expression.

این اجرا در زمان‌بندی و بیان احساسات چندین جنبه زیبایی برجسته‌ای را نشان داد.

his diplomatic negotiations revealed subtle artfulnesses that smoothed over conflicts.

تفاوضات دیپلماتیک او چندین جنبه زیبایی ریز را نشان داد که باعث کاهش تنش‌ها شد.

the theater production contained multiple artfulnesses in lighting, costume, and set design.

این تولید تئاتر چندین جنبه زیبایی در روشنایی، لباس و طراحی صحنه داشت.

the sculptor's techniques displayed extraordinary artfulnesses in manipulating form and texture.

فناوری‌های مجسمه‌ساز چندین جنبه زیبایی بسیار خاصی در کنترل شکل و بافت نشان داد.

the campaign manager employed strategic artfulnesses to appeal to different voter demographics.

مدیر کمپین از جنبه‌های زیبایی استراتژیک برای جذب گروه‌های مختلف انتخاباتی استفاده کرد.

the musician's composition featured complex artfulnesses in harmony and rhythm.

سازنده موسیقی در هماهنگی و ریتم چندین جنبه زیبایی پیچیده داشت.

the garden's design exhibited subtle artfulnesses in color coordination and spatial arrangement.

طراحی باغ چندین جنبه زیبایی ریز در هماهنگی رنگ و چیدمان فضایی نشان داد.

the photographer captured images with notable artfulnesses in framing and composition.

فotograf در چیدمان و ساختار تصاویر چندین جنبه زیبایی قابل توجهی را ثبت کرد.

the documentary film employed artistic artfulnesses to convey complex social issues.

فیلم مستند از جنبه‌های زیبایی هنری برای انتقال مسائل اجتماعی پیچیده استفاده کرد.

the ceramic artist demonstrated exceptional artfulnesses in glazing and firing techniques.

هنرمند سرامیک چندین جنبه زیبایی بسیار خاصی در فرآیند گلzan و پخت نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید