shrewd

[ایالات متحده]/ʃruːd/
[بریتانیا]/ʃruːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیرک، هوشمند، تیزهوش Comparative: زیرک‌تر، superlative: زیرک‌ترین.
Word Forms
صفت عالیshrewdest
صفت تفضیلیshrewder

جملات نمونه

a shrewd east wind.

یک باد شرقی باهوش

a bayonet's shrewd thrust.

ضربه حساب شدهٔ خنجر

He is a shrewd businessman.

او یک تاجر زیرک است.

a shrewd career move.

یک حرکت شغلی زیرکانه.

he was a shrewd placer of the ball.

او یک قرار دهنده ماهرانه توپ بود.

do (one) a shrewd turn

یک حرکت زیرکانه برای (کسی) انجام دهید.

a shrewd light entered his eyes.

یک نور زیرکانه وارد چشمانش شد.

His answer to the journalist is a shrewd one.

پاسخ او به روزنامه‌نگار یک پاسخ زیرکانه است.

He was shrewd in his personal assessments.

او در ارزیابی های شخصی خود زیرکانه بود.

she was shrewd enough to guess the motive behind his gesture.

او به اندازه کافی زیرک بود که انگیزه پشت حرکت او را حدس بزند.

she was so shrewd in some ways, but hopelessly unworldly in others.

او در برخی جنبه ها بسیار زیرکانه بود، اما در برخی دیگر کاملاً غیرواقعی.

Though still in his teens, Tom is shrewd at a bargain.

با وجود اینکه هنوز در نوجوانی است، تام در معاملات زیرک است.

He's too shrewd to be trusted in business matters.

او خیلی زیرک است که در مسائل تجاری به او اعتماد کرد.

His attacking policies have reaped a particularly good harvest overseas, where he is well known as a shrewd businessman.

خط مشی تهاجمی او باعث برداشت محصول خوبی در خارج از کشور شده است، جایی که او به عنوان یک تاجر زیرک شناخته می شود.

نمونه‌های واقعی

For example, lawyers are shrewd and dishonest is a popular stereotype.

به عنوان مثال، این یک کلیشه رایج است که وکلا حیله‌گر و نادرست هستند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Slughorn turned on Dumbledore, his expression shrewd.

اسلوغورن به سمت دامبلدور چرخید، با چهره‌ای زیرکانه.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

But Miltiades was shrewd as well as brave.

اما ملتیاس نیز به همان اندازه که شجاع، زیرک بود.

منبع: A Brief History of the World

The Supreme Leader is a very shrewd operator.

رهبر عالی یک اپراتور بسیار زیرک است.

منبع: VOA Standard November 2013 Collection

Far from preventing abuses, complexity creates loopholes that the shrewd can abuse with impunity.

دور از جلوگیری از سوء استفاده‌ها، پیچیدگی شکاف‌هایی ایجاد می‌کند که افراد زیرک می‌توانند با مصونیت از آنها سوء استفاده کنند.

منبع: The Economist - Comprehensive

The shrewd business owner made large profits.

صاحب کسب و کار زیرک سود زیادی کسب کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

He was too shrewd to believe that it must exist.

او خیلی زیرک بود که باور کند که باید وجود داشته باشد.

منبع: The Economist - Comprehensive

Frye looked over the ponies with a shrewd eye.

فری به اسب‌ها با نگاهی زیرکانه نگاه کرد.

منبع: American Elementary School English 5

There was nothing mere about Cixi. She was shrewd, intelligent.

هیچ چیز ساده‌ای در مورد سی‌شی وجود نداشت. او زیرک و باهوش بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

He was also funny, fond of good food and politically shrewd.

او همچنین خنده‌دار، علاقه‌مند به غذای خوب و از نظر سیاسی زیرک بود.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید