artists

[ایالات متحده]/ˈɑːtɪsts/
[بریتانیا]/ˈɑːrtɪsts/

ترجمه

n. جمع نقاش (هنرمند)

عبارات و ترکیب‌ها

support artists

حمایت از هنرمندان

artists' work

آثار هنرمندان

inspiring artists

هنرمندان الهام‌بخش

young artists

هنرمندان جوان

local artists

هنرمندان محلی

artists create

هنرمندان خلق می‌کنند

artists performing

هنرمندان در حال اجرا

artists' gallery

گالری هنرمندان

artists' studios

استودیوهای هنرمندان

artists exhibiting

هنرمندان در حال نمایش آثار

جملات نمونه

many talented artists showcased their work at the gallery.

بسیاری از هنرمندان با استعداد، آثار خود را در گالری به نمایش گذاشتند.

the museum hired several new artists to create murals.

موزه چندین هنرمند جدید را برای ایجاد نقاشی‌های دیواری استخدام کرد.

young artists often struggle to find recognition early on.

هنرمندان جوان اغلب برای به دست آوردن شناخت اولیه تلاش می‌کنند.

the city commissioned artists to design a public sculpture.

شهر از هنرمندان خواست تا یک مجسمه عمومی طراحی کنند.

established artists can command high prices for their paintings.

هنرمندان شناخته شده می‌توانند قیمت‌های بالایی برای نقاشی‌های خود دریافت کنند.

emerging artists are gaining attention in the art world.

هنرمندان نوظهور در حال جلب توجه در دنیای هنر هستند.

the festival featured artists from around the globe.

جشنواره هنرمندانی را از سراسر جهان به نمایش گذاشت.

local artists contributed to the community art project.

هنرمندان محلی به پروژه هنری جامعه کمک کردند.

the critic praised the innovative work of the artists.

منتقد از آثار نوآورانه هنرمندان تقدیر کرد.

aspiring artists often attend workshops to improve their skills.

هنرمندان مشتاق اغلب برای بهبود مهارت‌های خود در کارگاه‌ها شرکت می‌کنند.

the gallery represents a diverse group of artists.

گالری نمایانگر گروه متنوعی از هنرمندان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید