asphyxiates

[ایالات متحده]/æsˈfɪksɪeɪts/
[بریتانیا]/ˌæsfɪkˈsiːˌeɪts/

ترجمه

v. خفه می‌کند، باعث خفگی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

asphyxiates the victim

قربانی را خفه می‌کند

جملات نمونه

the smoke asphyxiates anyone trapped inside the building.

دود، هر کسی را که در داخل ساختمان گرفتار شده است، خفه می‌کند.

carbon monoxide asphyxiates without any warning.

مونوکسید کربن بدون هیچ هشداری باعث خفگی می‌شود.

the tight collar asphyxiates his breathing.

گردنبند تنگ، تنفس او را خفه می‌کند.

pollution asphyxiates the environment over time.

آلودگی محیط زیست را در طول زمان خفه می‌کند.

the lack of oxygen asphyxiates marine life.

کمبود اکسیژن حیات دریایی را خفه می‌کند.

inadequate ventilation asphyxiates the workers in the factory.

تهویه نامناسب باعث خفگی کارگران در کارخانه می‌شود.

the plastic bag asphyxiates the child if left unattended.

اگر بدون مراقبت رها شود، کیسه پلاستیکی کودک را خفه می‌کند.

excessive heat can asphyxiate the plants in the garden.

گرمای بیش از حد می‌تواند گیاهان را در باغ خفه کند.

smoke from the fire asphyxiates the nearby wildlife.

دود حاصل از آتش حیات وحش نزدیک را خفه می‌کند.

fear can asphyxiate a person’s ability to think clearly.

ترس می‌تواند توانایی یک فرد را برای تفکر واضح خفه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید