drowns

[ایالات متحده]/draʊnz/
[بریتانیا]/draʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث غرق شدن در آب؛ باعث مرگ به وسیله غرق شدن در آب؛ اشباع یا خیس کردن؛ غلبه یا overpower کردن

عبارات و ترکیب‌ها

drowns in sorrow

در غم غرق شدن

drowns out noise

سرکوب کردن صدا

drowns her fears

غرق شدن در ترس‌هایش

drowns his worries

غرق شدن در نگرانی‌هایش

love drowns pain

عشق، درد را غرق می‌کند

music drowns silence

موسیقی سکوت را غرق می‌کند

drowns in work

در کار غرق شدن

drowns in thoughts

در افکار غرق شدن

drowns in memories

در خاطرات غرق شدن

drowns in doubt

در تردید غرق شدن

جملات نمونه

the heavy rain drowns the sound of the thunder.

باران شدید صدای رعد را خاموش می‌کند.

she drowns her sorrows in music.

او غم‌های خود را در موسیقی غرق می‌کند.

the river drowns the valley during the flood.

در طول سیل، رودخانه دره را فرا می‌گیرد.

he drowns in the details of his work.

او در جزئیات کار خود غرق می‌شود.

the movie drowns the audience in emotion.

فیلم مخاطب را در احساسات غرق می‌کند.

the noise from the crowd drowns her voice.

صدای جمعیت صدای او را خاموش می‌کند.

he feels like he drowns in responsibilities.

او احساس می‌کند که در مسئولیت‌ها غرق شده است.

the waves drowns the beach during high tide.

در زمان جزر و مد بالا، امواج ساحل را فرا می‌گیرند.

she drowns her fears with positive thoughts.

او ترس‌های خود را با افکار مثبت غرق می‌کند.

the storm drowns the city in darkness.

طوفان شهر را در تاریکی غرق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید