seeking assentors
جمعآوری موافقان
pleasing assentors
رضایت موافقان
identifying assentors
شناسایی موافقان
gathering assentors
جمعآوری موافقان
assentors' views
نظرات موافقان
support from assentors
حمایت از سوی موافقان
appealing to assentors
مراجعه به موافقان
engaging assentors
انگیژمن کردن موافقان
motivating assentors
تقویت موافقان
assentors' feedback
نظرات موافقان
the company sought assentors for the proposed merger agreement.
شرکت به دنبال حمایتکنندگان برای توافق ادغام پیشنهادی بود.
we need to identify potential assentors within the organization.
ما نیاز داریم که حمایتکنندگان پتانسیلی در داخل سازمان را شناسایی کنیم.
the project manager thanked the enthusiastic assentors for their support.
مدیر پروژه به حمایتکنندگان خوشحال حمایت خود قدردانی کرد.
securing assentors was crucial for the initiative's success.
به دست آوردن حمایتکنندگان برای موفقیت این اقدام ضروری بود.
the board of directors included several key assentors to the plan.
هیئت مدیره چند حمایتکننده کلیدی را به این برنامه اضافه کرد.
gathering assentors demonstrated widespread support for the policy.
جمعآوری حمایتکنندگان نشان داد که حمایت گستردهای برای این سیاست وجود دارد.
the speaker addressed the room of eager assentors.
سخنران به افراد حاضر در این جمع که حمایتکنندههای خوشحال بودند، سخن گفت.
identifying assentors helped gauge the level of buy-in.
شناسایی حمایتکنندگان به اندازهگیری میزان پذیرش کمک کرد.
the proposal gained numerous assentors during the town hall meeting.
این پیشنهاد در جلسه اجتماع عمومی تعداد زیادی حمایتکننده به دست آورد.
we actively solicited assentors to demonstrate stakeholder alignment.
ما فعالانه حمایتکنندگان را جذب کردیم تا همسویی ذیالاصل را نشان دهیم.
the team presented the findings to a group of interested assentors.
تیم یافتهها را به گروهی از حمایتکنندگان علاقهمند ارائه داد.
seeking assentors
جمعآوری موافقان
pleasing assentors
رضایت موافقان
identifying assentors
شناسایی موافقان
gathering assentors
جمعآوری موافقان
assentors' views
نظرات موافقان
support from assentors
حمایت از سوی موافقان
appealing to assentors
مراجعه به موافقان
engaging assentors
انگیژمن کردن موافقان
motivating assentors
تقویت موافقان
assentors' feedback
نظرات موافقان
the company sought assentors for the proposed merger agreement.
شرکت به دنبال حمایتکنندگان برای توافق ادغام پیشنهادی بود.
we need to identify potential assentors within the organization.
ما نیاز داریم که حمایتکنندگان پتانسیلی در داخل سازمان را شناسایی کنیم.
the project manager thanked the enthusiastic assentors for their support.
مدیر پروژه به حمایتکنندگان خوشحال حمایت خود قدردانی کرد.
securing assentors was crucial for the initiative's success.
به دست آوردن حمایتکنندگان برای موفقیت این اقدام ضروری بود.
the board of directors included several key assentors to the plan.
هیئت مدیره چند حمایتکننده کلیدی را به این برنامه اضافه کرد.
gathering assentors demonstrated widespread support for the policy.
جمعآوری حمایتکنندگان نشان داد که حمایت گستردهای برای این سیاست وجود دارد.
the speaker addressed the room of eager assentors.
سخنران به افراد حاضر در این جمع که حمایتکنندههای خوشحال بودند، سخن گفت.
identifying assentors helped gauge the level of buy-in.
شناسایی حمایتکنندگان به اندازهگیری میزان پذیرش کمک کرد.
the proposal gained numerous assentors during the town hall meeting.
این پیشنهاد در جلسه اجتماع عمومی تعداد زیادی حمایتکننده به دست آورد.
we actively solicited assentors to demonstrate stakeholder alignment.
ما فعالانه حمایتکنندگان را جذب کردیم تا همسویی ذیالاصل را نشان دهیم.
the team presented the findings to a group of interested assentors.
تیم یافتهها را به گروهی از حمایتکنندگان علاقهمند ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید