dissenters

[ایالات متحده]/dɪˈsɛntəz/
[بریتانیا]/dɪˈsɛntərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که نظرات متفاوت دارند یا اختلاف نظر دارند

عبارات و ترکیب‌ها

dissenters' voices

احتمالا اعتراضات

dissenters' rights

حقوق مخالفان

dissenters' opinions

نظرات مخالفان

dissenters' views

دیدگاه های مخالفان

dissenters' actions

اقدامات مخالفان

dissenters' protests

تظاهرات مخالفان

supporting dissenters

حمایت از مخالفان

silencing dissenters

سکوت اجبارى مخالفان

disregarding dissenters

نادیده گرفتن مخالفان

protecting dissenters

حمایت از مخالفان

جملات نمونه

dissenters often face challenges in expressing their views.

مخالفان اغلب با چالش‌هایی در بیان نظرات خود روبرو هستند.

the government has a history of silencing dissenters.

دولت سابقه سرکوب مخالفان را دارد.

dissenters play a crucial role in a democratic society.

مخالفان نقش مهمی در یک جامعه دموکراتیک ایفا می‌کنند.

many dissenters were arrested during the protests.

بسیاری از مخالفان در جریان اعتراضات دستگیر شدند.

the voices of dissenters should be heard and respected.

صدای مخالفان باید شنیده و مورد احترام قرار گیرد.

dissenters often advocate for social change.

مخالفان اغلب از تغییرات اجتماعی حمایت می‌کنند.

in many countries, dissenters are at risk of persecution.

در بسیاری از کشورها، مخالفان در معرض خطر آزار و اذیت قرار دارند.

the presence of dissenters can lead to healthy debates.

حضور مخالفان می‌تواند منجر به بحث‌های سازنده شود.

dissenters often challenge the status quo.

مخالفان اغلب وضعیت موجود را به چالش می‌کشند.

support for dissenters is essential in protecting human rights.

حمایت از مخالفان برای محافظت از حقوق بشر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید