assuages

[ایالات متحده]/əˈsʊɪdʒ/
[بریتانیا]/əˈswidʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش دادن (درد، خشم یا اضطراب)؛ تسکین دادن یا آرام کردن؛ آرام کردن یا آرامش دادن به کسی؛ راضی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

assuages anxiety

کاهش اضطراب

assuages the pain

کاهش درد

assuages fears

کاهش ترس‌ها

assuages concerns

کاهش نگرانی‌ها

assuages the tension

کاهش تنش

assuages her guilt

کاهش احساس گناه او

جملات نمونه

the warm tea assuages my sore throat.

چای گرم گلو درد من را تسکین می‌دهد.

her kind words assuage his fears.

کلمات مهربانانه او ترس‌های او را تسکین می‌دهد.

reading a good book assuages my stress.

خواندن یک کتاب خوب استرس من را تسکین می‌دهد.

he hopes that the apology will assuage her anger.

او امیدوار است که عذرخواهی خشم او را تسکین دهد.

the medication assuages the pain effectively.

دارو به طور موثر درد را تسکین می‌دهد.

a warm bath assuages my tired muscles.

حمام گرم عضلات خسته من را تسکین می‌دهد.

the counselor assuages the students' anxieties.

مشاور اضطراب دانش‌آموزان را تسکین می‌دهد.

music assuages her feelings of loneliness.

موسیقی احساس تنهایی او را تسکین می‌دهد.

the news assuages public concerns about safety.

اخبار نگرانی‌های عمومی در مورد ایمنی را تسکین می‌دهد.

his explanation assuages my doubts.

توضیحات او شک من را تسکین می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید