atrophied

[ایالات متحده]/ætˈroʊfiːd/
[بریتانیا]/əˈtroʊˌfiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاهش یافته یا از بین رفته، به ویژه به عنوان نتیجه عدم استفاده؛ به طور کامل توسعه نیافته

عبارات و ترکیب‌ها

atrophied muscles

عضلات تحلیل رفته

atrophied ambition

جاه‌طلبی تحلیل رفته

an atrophied heart

قلب تحلیل رفته

atrophied opportunities

فرصت‌های تحلیل رفته

an atrophied relationship

یک رابطه تحلیل رفته

atrophied creativity

خلاقیت تحلیل رفته

atrophied confidence

اعتمادی تحلیل رفته

an atrophied mind

ذهنی تحلیل رفته

atrophied skills

مهارت‌های تحلیل رفته

the atrophied infrastructure

زیرساخت تحلیل رفته

جملات نمونه

his muscles have atrophied due to lack of exercise.

عضلات او به دلیل عدم ورزش تحلیل رفته اند.

the patient's atrophied limbs required physical therapy.

اندام تحلیل رفته بیمار نیاز به فیزیوتراپی داشت.

after years of disuse, her skills had atrophied.

پس از سال ها عدم استفاده، مهارت های او تحلیل رفت.

the atrophied garden was once vibrant and full of life.

باغ تحلیل رفته زمانی پر جنب و جوش و پر از زندگی بود.

his confidence had atrophied after repeated failures.

اعتماد به نفس او پس از شکست های مکرر تحلیل رفت.

the atrophied economy struggled to recover.

اقتصاد تحلیل رفته برای بهبودی تلاش کرد.

she noticed that her creativity had atrophied over time.

او متوجه شد که خلاقیت او در طول زمان تحلیل رفته است.

atrophied muscles can lead to further health complications.

عضلات تحلیل رفته می توانند منجر به عوارض بیشتر سلامتی شوند.

the atrophied organization struggled to adapt to new challenges.

سازمان تحلیل رفته برای سازگاری با چالش های جدید تلاش کرد.

his atrophied social skills made it hard to connect with others.

مهارت های اجتماعی تحلیل رفته او ارتباط با دیگران را دشوار می کرد.

the muscles have atrophied due to lack of use.

عضلات به دلیل عدم استفاده تحلیل رفته اند.

his interest in the project has atrophied over time.

علاقه او به پروژه در طول زمان تحلیل رفته است.

after years of neglect, her writing skills have atrophied.

پس از سال ها غفلت، مهارت های نویسندگی او تحلیل رفته است.

the atrophied skills need to be relearned.

مهارت های تحلیل رفته باید دوباره یاد گرفته شوند.

his social skills have atrophied due to isolation.

مهارت های اجتماعی او به دلیل انزوا تحلیل رفته است.

the atrophied plant showed no signs of life.

گیاه تحلیل رفته هیچ نشانه ای از حیات نشان نداد.

her confidence had atrophied after repeated failures.

اعتماد به نفس او پس از شکست های مکرر تحلیل رفت.

the athlete’s performance atrophied without regular training.

عملکرد ورزشکار بدون تمرینات منظم تحلیل رفت.

his vocabulary has atrophied since he stopped reading.

دامنه لغات او از زمانی که دست از مطالعه کشید تحلیل رفته است.

due to the pandemic, many social interactions have atrophied.

به دلیل همه‌گیری، بسیاری از تعاملات اجتماعی تحلیل رفته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید