degenerated

[ایالات متحده]/[dɪˈdʒenərət]/
[بریتانیا]/[dɪˈdʒenərət]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نزول کردن یا تحلیل رفتن؛ بدتر شدن؛ به یک حالت اولیه یا کمتر توسعه یافته بازگشتن؛ دچار یک فرآیند ساده‌سازی ساختاری یا از دست دادن پیچیدگی شدن.
adj. دچار تحلیل رفتگی شده؛ تحلیل رفته.

عبارات و ترکیب‌ها

degenerated rapidly

تخریب سریع

tissue degenerated

بافت تخریب شد

further degenerated

تخریب بیشتر شد

degenerated into

به حالت تخریب در آمد

degenerated state

حالت تخریب

degenerated slowly

به آرامی تخریب شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید