attempter

[ایالات متحده]/[ˈætemptə]/
[بریتانیا]/[ˈætəmptər]/

ترجمه

n. یک فرد که چیزی را امتحان می کند.
v. تلاش کردن برای انجام چیزی؛ تلاش کردن برای انجام چیزی؛ چالش یا دعوت کردن کسی را برای انجام چیزی.
Word Forms

جملات نمونه

the successful attempter received a promotion.

تلاش کننده موفق به یک پیشنهاد ارتقا دست یافت.

he was an attempter at writing a novel.

او یک تلاش کننده در نوشتن یک رمان بود.

she is a keen attempter of new recipes.

او یک تلاش کننده شور و طمع در آزمایش رسانه‌های جدید است.

the attempter faced numerous challenges.

تلاش کننده با چالش‌های متعددی مواجه شد.

an experienced attempter is often more successful.

یک تلاش کننده با تجربه اغلب موفق‌تر است.

he was an attempter to climb the mountain.

او یک تلاش کننده برای صعود به کوه بود.

the attempter showed great determination.

تلاش کننده نشان داد که اراده بزرگی دارد.

she is a persistent attempter, never giving up.

او یک تلاش کننده پایبند است که هرگز کنار نمی‌گذارد.

the attempter meticulously planned their approach.

تلاش کننده به دقت روش خود را برنامه‌ریزی کرد.

he proved to be a worthy attempter.

او ثابت کرد که یک تلاش کننده قابل قبول است.

the attempter sought feedback on their work.

تلاش کننده به دنبال بازخوردی در مورد کار خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید