endeavor

[ایالات متحده]/ɪnˈdɛv.ər/
[بریتانیا]/ɪnˈdɛv.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تلاش کردن
vt. سخت کوشیدن برای انجام یا دستیابی به چیزی
n. تلاش یا کوشش برای دستیابی به چیزی
Word Forms
جمعendeavors
شکل سوم شخص مفردendeavors

عبارات و ترکیب‌ها

joint endeavor

همکاری مشترک

collective endeavor

همکاری جمعی

personal endeavor

تلاش شخصی

shared endeavor

همکاری مشترک

significant endeavor

تلاش مهم

noble endeavor

تلاش شریف

great endeavor

تلاش بزرگ

new endeavor

تلاش جدید

ongoing endeavor

تلاش در حال انجام

future endeavor

تلاش آینده

جملات نمونه

we must endeavor to improve our communication skills.

ما باید تلاش کنیم تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشیم.

her endeavor to learn new languages is impressive.

تلاش او برای یادگیری زبان‌های جدید قابل تحسین است.

they will endeavor to complete the project on time.

آنها تلاش خواهند کرد تا پروژه را به موقع تکمیل کنند.

it's important to endeavor for personal growth.

تلاش برای رشد شخصی مهم است.

his endeavor in the field of science is commendable.

تلاش او در زمینه علم قابل تقدیر است.

we should endeavor to understand different cultures.

ما باید تلاش کنیم تا فرهنگ‌های مختلف را درک کنیم.

she made a great endeavor to help the community.

او تلاش زیادی برای کمک به جامعه کرد.

our team will endeavor to exceed expectations.

تیم ما تلاش خواهد کرد تا از انتظارات فراتر رود.

he continues to endeavor in his artistic pursuits.

او به تلاش در زمینه هنر خود ادامه می‌دهد.

they endeavor to create a more sustainable environment.

آنها تلاش می‌کنند تا یک محیط پایدارتر ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید