shun

[ایالات متحده]/ʃʌn/
[بریتانیا]/ʃʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی:
vt. اجتناب کردن، دوری کردن، پرهیز کردن از.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردshuns
زمان گذشتهshunned
صفت یا فعل حال استمراریshunning
قسمت سوم فعلshunned
جمعshuns

عبارات و ترکیب‌ها

shun responsibilities

مسئولیت‌های شون

shun the spotlight

شون در مرکز توجه

shun confrontation

رویارویی با شون

جملات نمونه

the older members, for the most part, shun him.

بیشتر اوقات، اعضای مسن از او اجتناب می‌کنند.

Materialists face truth, whereas idealists shun it.

ماده‌گرایان با حقیقت روبرو می‌شوند، در حالی که ایده‌آلیست‌ها از آن اجتناب می‌کنند.

Her aversion to alcohol consumption caused her to shun all social gatherings where such beverages would be served.

بی‌علاقگی او به مصرف الکل باعث شد از تمام گردهمایی‌های اجتماعی که چنین نوشیدنی‌هایی در آن سرو می‌شدند، اجتناب کند.

Introduce An Shun's Power plant a Term clotted water depurate equipment's drainage technic change.Change before or anon contrast, sopite design technic existed problem.

معرفی پالایشگاه آن شون، یک تغییر تکنیک زهکشی تجهیزات تصفیه آب لخته‌ای. تغییر قبل یا بعد از آن، تضاد، مشکل تکنیک طراحی خوابیده.

Yin Shun is a major representative and elucidator of the Humanistic Buddhism.He accepted the research methods of modern science and founded the theoretical principle of Humanistic Buddhism.

ین شون نماینده و توضیح دهنده اصلی بودیسم انسان‌گرایانه است. او روش های تحقیق علم مدرن را پذیرفت و اصل نظری بودیسم انسان‌گرایانه را تأسیس کرد.

to shun negative influences

اجتناب از تأثیرات منفی

to shun social gatherings

اجتناب از گردهمایی‌های اجتماعی

to shun unhealthy habits

اجتناب از عادت‌های ناسالم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید