auxiliaries

[ایالات متحده]/[ˈɒɡzɪlɪərɪz]/
[بریتانیا]/[ˈɑːɡzɪlɪərɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به یک فرد یا سازمان کمک می‌کنند؛ چیزهایی که به حمایت یا بهبود چیزی کمک می‌کنند؛ در قایقرانی، یک پرچم که برای کمک به پرچم اصلی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

auxiliary verbs

فعل های کمکی

auxiliary power

قدرت کمکی

auxiliary equipment

تجهیزات کمکی

auxiliary staff

کارکنان کمکی

auxiliary function

وظیفه کمکی

using auxiliaries

استفاده از کمک ها

auxiliary role

نقش کمکی

auxiliary services

خدمات کمکی

auxiliary lines

خطوط کمکی

auxiliary system

سیستم کمکی

جملات نمونه

we will need to reschedule the meeting due to unforeseen circumstances.

بنا به دلایل غیر منتظره، باید جلسه را تجدید نظر کنیم.

could you please pass me the salt and pepper?

لطفاً به من نمک و فلفل را بدهید؟

they might consider a different approach to the problem.

احتمالاً آنها روشی متفاوت برای حل مشکل در نظر می گیرند.

she should finish the report by the end of the week.

او باید گزارش را تا پایان هفته تمام کند.

do you have any idea where the keys are?

آیا ایده ای درباره ی جای کلیدها دارید؟

he must submit the application form by friday.

او باید فرم درخواست را تا پنجشنبه ارسال کند.

i can't help but feel a little overwhelmed right now.

من نمی توانم جز اینکه الان کمی فشار دیده ام احساس کنم.

we ought to review the data before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم گیری داده ها را مرور کنیم.

the project may require additional funding.

این پروژه ممکن است به مالیات اضافی نیاز داشته باشد.

you shouldn't drive so fast in this weather.

در این آب و هوا نباید با سرعت زیاد راندگی کنید.

he used to play the guitar every day after work.

او معمولاً پس از کار هر روز گیتار می‌زیست.

i would like to thank everyone for their support.

می خواهم به همه برای حمایت آنها قدردانی کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید