the businessman acted avariciously, seeking profits at any cost.
تاجر به صورت طمعکارانه عمل کرد و به دنبال سود در هر قیمتی بود.
she collected stamps avariciously, never satisfied with her collection.
او تمبرها را به صورت طمعکارانه جمعآوری میکرد و هرگز از مجموعهاش راضی نبود.
the avariciously wealthy man hoarded gold and jewels.
مرد ثروتمند و طمعکار طلا و جواهرات را انباشته کرد.
he looked at the buffet avariciously, planning to eat everything.
او به صورت طمعکارانه به میز غذا نگاه کرد و قصد داشت همه چیز را بخورد.
the politician avariciously sought donations to fund his campaign.
سیاستمدان به صورت طمعکارانه به دنبال جذب کمکهای مالی برای تامین بودجه کمپین خود بود.
they avariciously pursued their ambitions, ignoring the consequences.
آنها به صورت طمعکارانه جاهطلبیهای خود را دنبال کردند و از عواقب آن غافل شدند.
the children eyed the candy avariciously, wanting more than their share.
کودکان با نگاهی طمعکارانه به آبنباتها نگاه کردند و بیشتر از سهم خود میخواستند.
she avariciously clutched the lottery ticket, dreaming of riches.
او بلیط لوتو را به صورت طمعکارانه در دست گرفت و از داشتن ثروت رویای داشت.
his avariciously greedy nature alienated his friends.
طبع طمعکارانه و حریصانهاش دوستانش را از خود دور کرد.
the company avariciously cut corners to maximize profits.
شرکت به صورت طمعکارانه هزینهها را کاهش داد تا سود را به حداکثر برساند.
the businessman acted avariciously, seeking profits at any cost.
تاجر به صورت طمعکارانه عمل کرد و به دنبال سود در هر قیمتی بود.
she collected stamps avariciously, never satisfied with her collection.
او تمبرها را به صورت طمعکارانه جمعآوری میکرد و هرگز از مجموعهاش راضی نبود.
the avariciously wealthy man hoarded gold and jewels.
مرد ثروتمند و طمعکار طلا و جواهرات را انباشته کرد.
he looked at the buffet avariciously, planning to eat everything.
او به صورت طمعکارانه به میز غذا نگاه کرد و قصد داشت همه چیز را بخورد.
the politician avariciously sought donations to fund his campaign.
سیاستمدان به صورت طمعکارانه به دنبال جذب کمکهای مالی برای تامین بودجه کمپین خود بود.
they avariciously pursued their ambitions, ignoring the consequences.
آنها به صورت طمعکارانه جاهطلبیهای خود را دنبال کردند و از عواقب آن غافل شدند.
the children eyed the candy avariciously, wanting more than their share.
کودکان با نگاهی طمعکارانه به آبنباتها نگاه کردند و بیشتر از سهم خود میخواستند.
she avariciously clutched the lottery ticket, dreaming of riches.
او بلیط لوتو را به صورت طمعکارانه در دست گرفت و از داشتن ثروت رویای داشت.
his avariciously greedy nature alienated his friends.
طبع طمعکارانه و حریصانهاش دوستانش را از خود دور کرد.
the company avariciously cut corners to maximize profits.
شرکت به صورت طمعکارانه هزینهها را کاهش داد تا سود را به حداکثر برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید