insatiably curious
بیوقفه کنجکاو
insatiably desired
بیوقفه خواسته شده
insatiably craving
بیوقفه هوسرانی
insatiably consuming
بیوقفه مصرف کردن
insatiably pursuing
بیوقفه تعقیب کردن
insatiably collecting
بیوقفه جمعآوری کردن
insatiably hungry
بیوقفه گرسنه
insatiably ambitious
بیوقفه جاهطلب
insatiably seeking
بیوقفه جستجو کردن
insatiably drawn
بیوقفه جذب شده
she followed the latest fashion trends insatiably, buying new clothes every week.
او به طور وسواسی از آخرین ترندهای مد پیروی میکرد و هر هفته لباسهای جدید میخرید.
the puppy devoured his food insatiably, leaving no trace in his bowl.
سگ کوچک به طور وسواسی غذایش را خورد و هیچ اثری در کاسهاش باقی نگذاشت.
he listened to music insatiably, always searching for new artists and genres.
او به طور وسواسی به موسیقی گوش میداد و همیشه به دنبال هنرمندان و ژانرهای جدید میگشت.
the company sought market share insatiably, expanding into new territories aggressively.
شرکت به طور وسواسی سهم بازار را جستجو کرد و به طور تهاجمی وارد مناطق جدید شد.
the child stared at the fireworks insatiably, mesmerized by their vibrant colors.
کودک به طور وسواسی به آتشبازی خیره شد و از رنگهای زنده آنها مسحور شد.
the historian researched the topic insatiably, poring over countless documents.
تاریخدان به طور وسواسی موضوع را بررسی کرد و روی اسناد متعدد مطالعه کرد.
the athlete trained insatiably, driven by a desire to win the championship.
ورزشکار به طور وسواسی تمرین میکرد و به دنبال برنده شدن در مسابقات بود.
the cat stalked the mouse insatiably, patiently waiting for the perfect moment.
گربه به طور وسواسی موش را تعقیب کرد و با صبر منتظر زمان مناسب بود.
the scientist pursued knowledge insatiably, dedicating their life to scientific discovery.
دانشمند به طور وسواسی به دنبال دانش بود و زندگی خود را وقف کشف علمی کرد.
the collector amassed rare stamps insatiably, building a world-renowned collection.
کلکسیونر به طور وسواسی تمبرهای کمیاب جمعآوری کرد و مجموعهای مشهور جهانی ساخت.
the audience reacted to the performance insatiably, applauding wildly after each act.
مخاطبان به طور وسواسی به اجرای برنامه واکنش نشان دادند و پس از هر اجرا با تشویق وحشیانه دست میزدند.
insatiably curious
بیوقفه کنجکاو
insatiably desired
بیوقفه خواسته شده
insatiably craving
بیوقفه هوسرانی
insatiably consuming
بیوقفه مصرف کردن
insatiably pursuing
بیوقفه تعقیب کردن
insatiably collecting
بیوقفه جمعآوری کردن
insatiably hungry
بیوقفه گرسنه
insatiably ambitious
بیوقفه جاهطلب
insatiably seeking
بیوقفه جستجو کردن
insatiably drawn
بیوقفه جذب شده
she followed the latest fashion trends insatiably, buying new clothes every week.
او به طور وسواسی از آخرین ترندهای مد پیروی میکرد و هر هفته لباسهای جدید میخرید.
the puppy devoured his food insatiably, leaving no trace in his bowl.
سگ کوچک به طور وسواسی غذایش را خورد و هیچ اثری در کاسهاش باقی نگذاشت.
he listened to music insatiably, always searching for new artists and genres.
او به طور وسواسی به موسیقی گوش میداد و همیشه به دنبال هنرمندان و ژانرهای جدید میگشت.
the company sought market share insatiably, expanding into new territories aggressively.
شرکت به طور وسواسی سهم بازار را جستجو کرد و به طور تهاجمی وارد مناطق جدید شد.
the child stared at the fireworks insatiably, mesmerized by their vibrant colors.
کودک به طور وسواسی به آتشبازی خیره شد و از رنگهای زنده آنها مسحور شد.
the historian researched the topic insatiably, poring over countless documents.
تاریخدان به طور وسواسی موضوع را بررسی کرد و روی اسناد متعدد مطالعه کرد.
the athlete trained insatiably, driven by a desire to win the championship.
ورزشکار به طور وسواسی تمرین میکرد و به دنبال برنده شدن در مسابقات بود.
the cat stalked the mouse insatiably, patiently waiting for the perfect moment.
گربه به طور وسواسی موش را تعقیب کرد و با صبر منتظر زمان مناسب بود.
the scientist pursued knowledge insatiably, dedicating their life to scientific discovery.
دانشمند به طور وسواسی به دنبال دانش بود و زندگی خود را وقف کشف علمی کرد.
the collector amassed rare stamps insatiably, building a world-renowned collection.
کلکسیونر به طور وسواسی تمبرهای کمیاب جمعآوری کرد و مجموعهای مشهور جهانی ساخت.
the audience reacted to the performance insatiably, applauding wildly after each act.
مخاطبان به طور وسواسی به اجرای برنامه واکنش نشان دادند و پس از هر اجرا با تشویق وحشیانه دست میزدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید