greedily

[ایالات متحده]/'gri:dili/
[بریتانیا]/ˈɡridɪlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز طمع‌ورزانه; به طرز شکاری; به طرز حرص‌آلود.

عبارات و ترکیب‌ها

greedily grab

به صورت حریصانه دست درازی کردن

greedily hoard

به صورت حریصانه انباشته کردن

greedily pursue

به صورت حریصانه تعقیب کردن

greedily consume

به صورت حریصانه مصرف کردن

greedily seek

به صورت حریصانه جستجو کردن

greedily accumulate

به صورت حریصانه انباشته کردن

greedily desire

به صورت حریصانه خواستن

جملات نمونه

greedily consumed the sandwich;

ساندویچ را به طرز حرصی مصرف کرد;

The children eyed the cakes greedily.

کودکان با حرص به کیک‌ها نگاه کردند.

He devoured the food greedily.

او با حرص غذا را درید.

The hungry man greedily shoveled the food into his mouth.

مرد گرسنه با حرص غذا را در دهان خود ریخت.

The hungry man greedily shovelled the food into his mouth.

مرد گرسنه با حرص غذا را در دهان خود ریخت.

I pulled the ring-top from the can and drank greedily.

من درپوش را از قوطی باز کردم و با حرص نوشیدم.

'Don't disillusion me, 'said Kath, chewing buttered toast more greedily than genteelly.

'من را ناامید نکنید،' کث گفت، در حالی که نان تست کره زده را بیشتر از آنچه شایسته بود، با حرص می‌جوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید