He swore to avenge himself on the mafia.
او قسم خورد که انتقام بگیرد از مافیا.
we must avenge our dead.
ما باید انتقام مرگ عزیزانمان را بگیریم.
avenge the death of his compatriots
انتقام مرگ هموطنانش را بگیر.
They avenged their father's blood.
آنها انتقام خون پدرشان را گرفتند.
his determination to avenge the murder of his brother.
عزم او برای انتقام قتل برادرش.
they are keen to avenge a 3-0 early-season defeat.
آنها مشتاق هستند تا انتقام شکست 3-0 در ابتدای فصل را بگیرند.
they avenged themselves on the interlopers.
آنها انتقام خود را از متجاوزین گرفتند.
the warrior swore he would be avenged on their prince.
جنگجو قسم خورد که انتقام شاهزاده آنها را خواهد گرفت.
they'd avenge assaults on her innocence by others.
آنها انتقام حملاتی که دیگران به معصومیت او انجام داده بودند را میگرفتند.
avenged their wronged parents.
انتقام بی عدالتی با والدینشان را گرفتند.
She avenged her mother's death upon the murderer.
او انتقام مرگ مادرش را از قاتل گرفت.
The prince was determined to avenge his father, the King.
شاهزاده مصمم بود که انتقام پدرش، پادشاه، را بگیرد.
The settlers avenged the burning of the fort by destroying an Indian village.
مستعمرهنشینان با ویران کردن یک دهکده سرخپوست انتقام آتش سوزی قلعه را گرفتند.
The Indians avenged the burning of their village on〔upon〕 the settlers.
سرخپوستان با آتش زدن دهکده مستعمرهنشینان انتقام آتش سوزی دهکده خود را گرفتند.
He swore to avenge himself on his enemy for the insult given to his name.
او قسم خورد که انتقام خود را از دشمنش بگیرد به خاطر توهینی که به نامش شده است.
She avenged her mother’s death upon the Nazi soldiers.
او انتقام مرگ مادرش را از سربازان نازی گرفت.
He swore to avenge himself on the mafia.
او قسم خورد که انتقام بگیرد از مافیا.
we must avenge our dead.
ما باید انتقام مرگ عزیزانمان را بگیریم.
avenge the death of his compatriots
انتقام مرگ هموطنانش را بگیر.
They avenged their father's blood.
آنها انتقام خون پدرشان را گرفتند.
his determination to avenge the murder of his brother.
عزم او برای انتقام قتل برادرش.
they are keen to avenge a 3-0 early-season defeat.
آنها مشتاق هستند تا انتقام شکست 3-0 در ابتدای فصل را بگیرند.
they avenged themselves on the interlopers.
آنها انتقام خود را از متجاوزین گرفتند.
the warrior swore he would be avenged on their prince.
جنگجو قسم خورد که انتقام شاهزاده آنها را خواهد گرفت.
they'd avenge assaults on her innocence by others.
آنها انتقام حملاتی که دیگران به معصومیت او انجام داده بودند را میگرفتند.
avenged their wronged parents.
انتقام بی عدالتی با والدینشان را گرفتند.
She avenged her mother's death upon the murderer.
او انتقام مرگ مادرش را از قاتل گرفت.
The prince was determined to avenge his father, the King.
شاهزاده مصمم بود که انتقام پدرش، پادشاه، را بگیرد.
The settlers avenged the burning of the fort by destroying an Indian village.
مستعمرهنشینان با ویران کردن یک دهکده سرخپوست انتقام آتش سوزی قلعه را گرفتند.
The Indians avenged the burning of their village on〔upon〕 the settlers.
سرخپوستان با آتش زدن دهکده مستعمرهنشینان انتقام آتش سوزی دهکده خود را گرفتند.
He swore to avenge himself on his enemy for the insult given to his name.
او قسم خورد که انتقام خود را از دشمنش بگیرد به خاطر توهینی که به نامش شده است.
She avenged her mother’s death upon the Nazi soldiers.
او انتقام مرگ مادرش را از سربازان نازی گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید