| صفت یا فعل حال استمراری | retaliating |
| زمان گذشته | retaliated |
| قسمت سوم فعل | retaliated |
| شکل سوم شخص مفرد | retaliates |
| جمع | retaliates |
to retaliate an insult
برای انتقام گرفتن از توهین
retaliate upon one's enemy
برای انتقامجویی از دشمن
the blow stung and she retaliated immediately.
ضربه دردناک بود و او بلافاصله پاسخ داد.
they used their abilities to retaliate the injury.
آنها از تواناییهای خود برای انتقام گرفتن از آسیب استفاده کردند.
If they attack our troops, we will retaliate in kind.
اگر به سربازان ما حمله کنند، ما به طور متقابل پاسخ خواهیم داد.
The country vowed to retaliate against the enemy's attack.
کشور قول داد که به حمله دشمن پاسخ دهد.
She decided not to retaliate against her rude coworker.
او تصمیم گرفت که با همکار بیادب خود انتقام نگیرد.
The company chose to retaliate by lowering their prices.
شرکت تصمیم گرفت با کاهش قیمتها انتقام بگیرد.
He was tempted to retaliate with harsh words, but he held back.
او وسوسه میشد که با کلمات تند انتقام بگیرد، اما خودش را کنترل کرد.
The team planned to retaliate with a stronger defense strategy.
تیم قصد داشت با یک استراتژی دفاعی قویتر انتقام بگیرد.
The student retaliated by spreading rumors about the bully.
دانشآموز با پخش شایعات درباره زورگو انتقام گرفت.
Instead of retaliating, she chose to forgive and move on.
به جای انتقامجویی، او تصمیم گرفت ببخشد و به زندگی ادامه دهد.
The rival gang retaliated by vandalizing their territory.
گنگ دشمن با خرابکاری در منطقه آنها انتقام گرفت.
The government warned of dire consequences if the neighboring country retaliated.
دولت هشدار داد که اگر کشور همسایه انتقام بگیرد، عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.
He knew that retaliating would only escalate the situation further.
او میدانست که انتقامجویی فقط اوضاع را بیشتر تشدید میکند.
to retaliate an insult
برای انتقام گرفتن از توهین
retaliate upon one's enemy
برای انتقامجویی از دشمن
the blow stung and she retaliated immediately.
ضربه دردناک بود و او بلافاصله پاسخ داد.
they used their abilities to retaliate the injury.
آنها از تواناییهای خود برای انتقام گرفتن از آسیب استفاده کردند.
If they attack our troops, we will retaliate in kind.
اگر به سربازان ما حمله کنند، ما به طور متقابل پاسخ خواهیم داد.
The country vowed to retaliate against the enemy's attack.
کشور قول داد که به حمله دشمن پاسخ دهد.
She decided not to retaliate against her rude coworker.
او تصمیم گرفت که با همکار بیادب خود انتقام نگیرد.
The company chose to retaliate by lowering their prices.
شرکت تصمیم گرفت با کاهش قیمتها انتقام بگیرد.
He was tempted to retaliate with harsh words, but he held back.
او وسوسه میشد که با کلمات تند انتقام بگیرد، اما خودش را کنترل کرد.
The team planned to retaliate with a stronger defense strategy.
تیم قصد داشت با یک استراتژی دفاعی قویتر انتقام بگیرد.
The student retaliated by spreading rumors about the bully.
دانشآموز با پخش شایعات درباره زورگو انتقام گرفت.
Instead of retaliating, she chose to forgive and move on.
به جای انتقامجویی، او تصمیم گرفت ببخشد و به زندگی ادامه دهد.
The rival gang retaliated by vandalizing their territory.
گنگ دشمن با خرابکاری در منطقه آنها انتقام گرفت.
The government warned of dire consequences if the neighboring country retaliated.
دولت هشدار داد که اگر کشور همسایه انتقام بگیرد، عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.
He knew that retaliating would only escalate the situation further.
او میدانست که انتقامجویی فقط اوضاع را بیشتر تشدید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید