prejudices

[ایالات متحده]/ˈprɛdʒʊdɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈprɛdʒədɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیش‌داوری که بر اساس دلیل یا تجربه واقعی نیست

عبارات و ترکیب‌ها

overcome prejudices

غلبه بر پیشداوری‌ها

challenge prejudices

چالش با پیشداوری‌ها

face prejudices

مواجهه با پیشداوری‌ها

reduce prejudices

کاهش پیشداوری‌ها

combat prejudices

مقابله با پیشداوری‌ها

expose prejudices

افشای پیشداوری‌ها

recognize prejudices

تشخیص پیشداوری‌ها

address prejudices

رسیدگی به پیشداوری‌ها

eliminate prejudices

حذف پیشداوری‌ها

understand prejudices

درک پیشداوری‌ها

جملات نمونه

we should challenge our prejudices to foster understanding.

ما باید تعصب‌های خود را به چالش بکشیم تا درک متقابل را ترویج کنیم.

prejudices can lead to discrimination in society.

تعصبات می‌توانند منجر به تبعیض در جامعه شوند.

education is key to overcoming prejudices.

آموزش کلید غلبه بر تعصبات است.

he realized his prejudices were unfounded.

او متوجه شد که تعصباتش بی‌اساس هستند.

many people hold prejudices without even realizing it.

بسیاری از مردم تعصباتی دارند بدون اینکه حتی متوجه آن شوند.

we must confront our prejudices to create a better world.

ما باید با تعصبات خود روبرو شویم تا دنیای بهتری ایجاد کنیم.

her prejudices affected her judgment in the situation.

تعصبات او قضاوت او را در آن وضعیت تحت تأثیر قرار داد.

prejudices can be deeply ingrained in cultural norms.

تعصبات می‌توانند عمیقاً در هنجارهای فرهنگی ریشه دوانند.

he worked hard to overcome his prejudices about different cultures.

او سخت تلاش کرد تا تعصبات خود را در مورد فرهنگ‌های مختلف از بین ببرد.

addressing prejudices is essential for social progress.

رسیدگی به تعصبات برای پیشرفت اجتماعی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید