babies

[ایالات متحده]/ˈbeɪbiːz/
[بریتانیا]/ˈbeɪbiz/

ترجمه

n. نوزادها (جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

new babies

نوزادان جدید

cute babies

نوزادان دوست داشتنی

babies crying

نوزادانی که گریه می‌کنند

tiny babies

نوزادان کوچک

healthy babies

نوزادان سالم

holding babies

نگهداری از نوزادان

babies laughing

نوزادانی که می‌خندند

sleeping babies

نوزادان در حال خوابیدن

little babies

نوزادان کوچک

many babies

نوزادان زیاد

جملات نمونه

new babies often need a lot of sleep.

نوزادان اغلب به مقدار زیادی خواب نیاز دارند.

we bought adorable clothes for the babies.

ما لباس‌های دوست‌داشتنی برای نوزادان خریدیم.

the hospital welcomed many healthy babies this year.

بیمارستان امسال به استقبال بسیاری از نوزادان سالم رفت.

she's expecting babies in the spring.

او انتظار دارد در بهار نوزادی به دنیا بیاورد.

the babies were sleeping soundly in their cribs.

نوزادان به طور ایمن در تخت‌خواب خود می‌خوابیدند.

he loves playing with the little babies.

او عاشق بازی کردن با نوزادان کوچک است.

the babies giggled and cooed at the mobile.

نوزادان در حالی که به موبایل نگاه می‌کردند، می‌خندیدند و صداهای دلپذیر تولید می‌کردند.

we need diapers and formula for the babies.

ما به پوشک و شیر خشک برای نوزادان نیاز داریم.

the babies are growing so fast!

نوزادان آنقدر سریع در حال رشد هستند!

she's a wonderful mother to her babies.

او مادر فوق‌العاده‌ای برای فرزندانش است.

the babies enjoyed their bath time.

نوزادان از وقت حمام خود لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید