bacteriophobe

[ایالات متحده]/[ˌbæktɪˈrɪəʊfəʊb]/
[بریتانیا]/[ˌbæk.tɪˈrɪ.oʊ.foʊb]/

ترجمه

n. شخصی که از باکتری‌ها می‌ترسد؛ کسی که متنفر از باکتری‌ها است؛ کسی که از تماس با باکتری‌ها خودداری می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a bacteriophobe

یک باکتری‌هراس

becoming a bacteriophobe

تبدیل شدن به یک باکتری‌هراس

self-proclaimed bacteriophobe

باکتری‌هراسی که خود را اینگونه معرفی می‌کند

diagnosed bacteriophobe

باکتری‌هراسی که تشخیص داده شده است

the bacteriophobe's fear

ترس باکتری‌هراس

was a bacteriophobe

یک باکتری‌هراس بود

bacteriophobe anxiety

اضطراب باکتری‌هراس

extreme bacteriophobe

باکتری‌هراس شدید

new bacteriophobe

باکتری‌هراس جدید

potential bacteriophobe

باکتری‌هراسی بالقوه

جملات نمونه

she's a self-proclaimed bacteriophobe, constantly sanitizing her hands.

او یک باکتری‌فوب خودخوانده است که دائماً دست‌های خود را ضدعفونی می‌کند.

his bacteriophobe tendencies made traveling difficult for everyone involved.

تمایلات باکتری‌فوب او سفر را برای همه افراد درگیر دشوار کرد.

the bacteriophobe meticulously wiped down every surface in the hotel room.

باکتری‌فوب با دقت تمام سطوح اتاق هتل را تمیز کرد.

being a bacteriophobe, she avoids public transportation whenever possible.

با وجود اینکه یک باکتری‌فوب است، تا حد امکان از وسایل حمل و نقل عمومی اجتناب می‌کند.

he's a severe bacteriophobe and refuses to shake hands with anyone.

او یک باکتری‌فوب شدید است و از دست دادن با کسی امتناع می‌کند.

her bacteriophobe nature led her to order a new set of utensils at the restaurant.

طبع باکتری‌فوب او باعث شد که در رستوران یک مجموعه جدید وسایل غذاخوری سفارش دهد.

the bacteriophobe carried hand sanitizer everywhere she went.

باکتری‌فوب ژل ضدعفونی دست را همه جا با خود حمل می‌کرد.

as a bacteriophobe, he was uncomfortable eating at a buffet.

با توجه به اینکه یک باکتری‌فوب بود، خوردن در بوفه برایش ناراحت‌کننده بود.

she's a dedicated bacteriophobe, researching new cleaning products constantly.

او یک باکتری‌فوب متعهد است و دائماً در مورد محصولات تمیز کننده جدید تحقیق می‌کند.

his bacteriophobe behavior often annoyed his friends and family.

رفتار باکتری‌فوب او اغلب دوستان و خانواده‌اش را آزار می‌داد.

the bacteriophobe insisted on using disposable cutlery at the picnic.

باکتری‌فوب اصرار داشت که در پیک‌نیک از ظروف یکبار مصرف استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید