bags packed
کیفها بستهبندی شده
carry bags
حمل کیسهها
duffel bags
کیفهای ورزشی
bags under eyes
کیسههای زیر چشم
packed bags
کیفهای بستهبندی شده
shopping bags
کیفهای خرید
bags away
دور کردن کیسهها
bags full
کیفهای پر
bags open
کیفهای باز
bags dropped
کیفهای افتاده
she packed her bags and prepared to leave for vacation.
او چمدانهایش را بست و برای تعطیلات آماده شد.
he carries several shopping bags from the grocery store.
او چندین کیسه خرید از فروشگاه مواد غذایی با خود حمل میکند.
the child collected colorful leaves and put them in a bag.
کودک برگهای رنگارنگ جمع کرد و آنها را در یک کیسه گذاشت.
we need to buy new garbage bags for the kitchen.
ما باید کیسههای زباله جدید برای آشپزخانه بخریم.
he threw the empty bags into the recycling bin.
او کیسههای خالی را در سطل بازیافت انداخت.
she had a large bag filled with books and school supplies.
او یک کیف بزرگ پر از کتاب و لوازم مدرسه داشت.
the airline lost my luggage, including my carry-on bag.
شرکت هواپیمایی بار من را گم کرد، از جمله کیف دستی من.
he carefully sorted through the bags of old photographs.
او با دقت از میان کیسههای عکسهای قدیمی عبور کرد.
the store offered reusable bags to reduce plastic waste.
فروشگاه کیسههای قابل استفاده مجدد برای کاهش ضایعات پلاستیکی ارائه داد.
she keeps snacks in a small bag for emergencies.
او تنقلات را در یک کیسه کوچک برای مواقع اضطراری نگه میدارد.
he filled the bags with ice to keep the drinks cold.
او کیسهها را با یخ پر کرد تا نوشیدنیها سرد بمانند.
bags packed
کیفها بستهبندی شده
carry bags
حمل کیسهها
duffel bags
کیفهای ورزشی
bags under eyes
کیسههای زیر چشم
packed bags
کیفهای بستهبندی شده
shopping bags
کیفهای خرید
bags away
دور کردن کیسهها
bags full
کیفهای پر
bags open
کیفهای باز
bags dropped
کیفهای افتاده
she packed her bags and prepared to leave for vacation.
او چمدانهایش را بست و برای تعطیلات آماده شد.
he carries several shopping bags from the grocery store.
او چندین کیسه خرید از فروشگاه مواد غذایی با خود حمل میکند.
the child collected colorful leaves and put them in a bag.
کودک برگهای رنگارنگ جمع کرد و آنها را در یک کیسه گذاشت.
we need to buy new garbage bags for the kitchen.
ما باید کیسههای زباله جدید برای آشپزخانه بخریم.
he threw the empty bags into the recycling bin.
او کیسههای خالی را در سطل بازیافت انداخت.
she had a large bag filled with books and school supplies.
او یک کیف بزرگ پر از کتاب و لوازم مدرسه داشت.
the airline lost my luggage, including my carry-on bag.
شرکت هواپیمایی بار من را گم کرد، از جمله کیف دستی من.
he carefully sorted through the bags of old photographs.
او با دقت از میان کیسههای عکسهای قدیمی عبور کرد.
the store offered reusable bags to reduce plastic waste.
فروشگاه کیسههای قابل استفاده مجدد برای کاهش ضایعات پلاستیکی ارائه داد.
she keeps snacks in a small bag for emergencies.
او تنقلات را در یک کیسه کوچک برای مواقع اضطراری نگه میدارد.
he filled the bags with ice to keep the drinks cold.
او کیسهها را با یخ پر کرد تا نوشیدنیها سرد بمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید