bags

[ایالات متحده]/bæɡz/
[بریتانیا]/bæɡz/

ترجمه

n. چندان از کیسه؛ ظروف ساخته شده از مواد انعطاف پذیر
v. شخص سوم مفرد فعل bag؛ برای قرار دادن در کیسه

عبارات و ترکیب‌ها

bags packed

کیف‌ها بسته‌بندی شده

carry bags

حمل کیسه‌ها

duffel bags

کیف‌های ورزشی

bags under eyes

کیسه‌های زیر چشم

packed bags

کیف‌های بسته‌بندی شده

shopping bags

کیف‌های خرید

bags away

دور کردن کیسه‌ها

bags full

کیف‌های پر

bags open

کیف‌های باز

bags dropped

کیف‌های افتاده

جملات نمونه

she packed her bags and prepared to leave for vacation.

او چمدان‌هایش را بست و برای تعطیلات آماده شد.

he carries several shopping bags from the grocery store.

او چندین کیسه خرید از فروشگاه مواد غذایی با خود حمل می‌کند.

the child collected colorful leaves and put them in a bag.

کودک برگ‌های رنگارنگ جمع کرد و آن‌ها را در یک کیسه گذاشت.

we need to buy new garbage bags for the kitchen.

ما باید کیسه‌های زباله جدید برای آشپزخانه بخریم.

he threw the empty bags into the recycling bin.

او کیسه‌های خالی را در سطل بازیافت انداخت.

she had a large bag filled with books and school supplies.

او یک کیف بزرگ پر از کتاب و لوازم مدرسه داشت.

the airline lost my luggage, including my carry-on bag.

شرکت هواپیمایی بار من را گم کرد، از جمله کیف دستی من.

he carefully sorted through the bags of old photographs.

او با دقت از میان کیسه‌های عکس‌های قدیمی عبور کرد.

the store offered reusable bags to reduce plastic waste.

فروشگاه کیسه‌های قابل استفاده مجدد برای کاهش ضایعات پلاستیکی ارائه داد.

she keeps snacks in a small bag for emergencies.

او تنقلات را در یک کیسه کوچک برای مواقع اضطراری نگه می‌دارد.

he filled the bags with ice to keep the drinks cold.

او کیسه‌ها را با یخ پر کرد تا نوشیدنی‌ها سرد بمانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید