baguettes

[ایالات متحده]/[ˈbæɡeɪ]/
[بریتانیا]/[ˈbæɡeɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میله‌ای بلند و نازک از نان فرانسوی؛ جمع baguette

عبارات و ترکیب‌ها

fresh baguettes

بیسکویت تازه

buying baguettes

خرید بیسکویت

warm baguettes

بیسکویت گرم

ate baguettes

خوردن بیسکویت

baguette shop

فروشگاه بیسکویت

with baguettes

همراه با بیسکویت

baguette bread

بیسکویت نان

making baguettes

ساختن بیسکویت

baguette slices

شیوه برش بیسکویت

love baguettes

علاقه مند به بیسکویت هستم

جملات نمونه

we bought a few fresh baguettes at the bakery.

ما چند عدد نان باغت تازه از خبز فروشی خریدیم.

she carefully carried the baguettes in a cloth bag.

او با دقت نان باغت ها را در یک کیف پارچه ای حمل کرد.

the aroma of freshly baked baguettes filled the air.

بوی نان باغت های تازه پخته شده هوا را پر کرد.

he sliced the baguette and spread butter on it.

او نان باغت را قطع کرد و روی آن مارچی پاشید.

they enjoyed dipping the baguettes in olive oil.

آنها لذت بردند که نان باغت ها را در روغن زیتون غوطه ور می کردند.

the restaurant served baguettes with a variety of fillings.

رستوران نان باغت ها را با گونه ای از پرکننده ها پодаور کرد.

we packed baguettes for our picnic in the park.

ما نان باغت ها را برای ناهار گذاری ما در پارک پک کردیم.

the long, crusty baguettes looked delicious.

نان باغت های بلند و پوکی به نظر لذیذ می رسیدند.

she used baguettes to make a simple bruschetta.

او از نان باغت برای ساخت یک بروشته ساده استفاده کرد.

the baker stacked the baguettes high on the shelf.

خیاط نان باغت ها را به طور بالا و پایین روی رف پیچید.

we paired the cheese with warm, crusty baguettes.

ما پنیر را با نان باغت های گرم و پوکی ترکیب کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید