bandana

[ایالات متحده]/bæn'dænə/
[بریتانیا]/bæn'dænə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستمال ابریشمی نقشه‌دار
Word Forms
جمعbandanas

جملات نمونه

They only give bandanas to people they respect.

آنها فقط باندانا به افرادی می دهند که به آنها احترام می گذارند.

The theme of Pirates &Puppies was brought to life by many folks in sea-worthy attire and puppies sporting jolly bandanas.

موضوع دزدان دریایی و توله سگ ها توسط بسیاری از افراد با لباس های مناسب دریا و توله سگ هایی که بانداناهای شاد داشتند، زنده شد.

She tied a bandana around her head before going for a run.

او قبل از دویدن، یک باندانا دور سرش بست.

He always wears a bandana when working in the garden.

او همیشه هنگام کار در باغ، باندانا می پوشد.

The cowboy wore a red bandana around his neck.

کاوگ boy یک باندانا قرمز دور گردنش پوشید.

She uses a bandana to keep her hair out of her face while cooking.

او از باندانا برای دور نگه داشتن موهایش از صورتش هنگام آشپزی استفاده می کند.

The hiker used a bandana to wipe the sweat from his brow.

کوهنورد از باندانا برای پاک کردن عرق از پیشانی خود استفاده کرد.

He folded a bandana and placed it in his back pocket.

او یک باندانا را تا کرد و آن را در جیب پشتی خود قرار داد.

The bandana had a paisley pattern on it.

باندانا دارای طرح Paisley بود.

She wrapped a bandana around her wrist as a makeshift bracelet.

او یک باندانا را دور مچ دست خود پیچید تا به عنوان یک دستبند موقت استفاده شود.

The musician wore a bandana as part of his signature look.

موسیقی‌دان باندانا را به عنوان بخشی از ظاهر امضای خود پوشید.

The bandana served as a mask to protect her face from the dust.

باندانا به عنوان یک ماسک برای محافظت از صورت او در برابر گرد و غبار عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید