banquetings

[ایالات متحده]/ˈbænˌkwiːtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbæŋˌkwɛtɪŋz/

ترجمه

n. شام‌های رسمی یا ضیافت‌ها؛ عمل برگزاری یک مهمانی.

عبارات و ترکیب‌ها

attend banquetings

شرکت در ضیافت‌ها

enjoy the banquetings

لذت بردن از ضیافت‌ها

organize banquetings

برگزاری ضیافت‌ها

participate in banquetings

شرکت کردن در ضیافت‌ها

celebrate with banquetings

جشن گرفتن با ضیافت‌ها

plan for banquetings

برنامه‌ریزی برای ضیافت‌ها

host lavish banquetings

برگزاری ضیافت‌های مجلل

witness grand banquetings

مشاهده ضیافت‌های بزرگ

جملات نمونه

they hosted several banquetings to celebrate their anniversary.

آنها چندین ضیافت باشکوه برای بزرگداشت سالگرد خود برگزار کردند.

banquetings are a great way to bring people together.

ضیافت‌ها راهی عالی برای دورهمی مردم هستند.

the banquetings were filled with laughter and joy.

ضیافت‌ها پر از خنده و شادی بود.

she wore her finest dress to the banquetings.

او بهترین لباسش را برای ضیافت‌ها پوشید.

they planned a series of banquetings for the holiday season.

آنها مجموعه‌ای از ضیافت‌ها را برای تعطیلات برنامه‌ریزی کردند.

banquetings often feature exquisite cuisines and entertainment.

ضیافت‌ها اغلب دارای غذاهای نفیس و سرگرمی هستند.

many cultures have their own traditions for banquetings.

فرهنگ‌های بسیاری سنت‌های خاص خود را برای ضیافت‌ها دارند.

he was known for organizing lavish banquetings.

او به خاطر برگزاری ضیافت‌های مجلل شناخته می‌شد.

banquetings can strengthen relationships among colleagues.

ضیافت‌ها می‌توانند روابط را در بین همکاران تقویت کنند.

after the banquetings, everyone felt more connected.

بعد از ضیافت‌ها، همه احساس ارتباط بیشتری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید