celebrations

[ایالات متحده]/ˌselɛbˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsɛlɛˈbreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جشن گرفتن؛ جشن‌ها یا رویدادهایی که یک مناسبت خاص را علامت‌گذاری می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

happy celebrations

جشن‌های شاد

festive celebrations

جشن‌های با شکوه

grand celebrations

جشن‌های بزرگ

local celebrations

جشن‌های محلی

family celebrations

جشن‌های خانوادگی

cultural celebrations

جشن‌های فرهنگی

annual celebrations

جشن‌های سالانه

traditional celebrations

جشن‌های سنتی

joyful celebrations

جشن‌های فرح‌بخش

community celebrations

جشن‌های مردمی

جملات نمونه

we organized celebrations for the new year.

ما جشن‌های سال نو را برگزار کردیم.

her birthday celebrations were a huge success.

جشن تولد او بسیار موفقیت آمیز بود.

celebrations often bring families together.

جشن‌ها اغلب خانواده‌ها را دور هم جمع می‌کنند.

the celebrations included fireworks and music.

جشن‌ها شامل آتش‌بازی و موسیقی بود.

we had a series of celebrations for the festival.

ما مجموعه‌ای از جشن‌ها برای جشنواره داشتیم.

celebrations can vary greatly from culture to culture.

جشن‌ها می‌توانند از فرهنگ به فرهنگ بسیار متفاوت باشند.

he enjoys participating in local celebrations.

او از شرکت در جشن‌های محلی لذت می‌برد.

celebrations often include traditional foods and drinks.

جشن‌ها اغلب شامل غذاها و نوشیدنی‌های سنتی می‌شوند.

the community hosted celebrations for the anniversary.

جامعه جشن سالگرد را برگزار کرد.

they planned elaborate celebrations for their wedding.

آنها جشن‌های پر زرق و برق برای عروسی خود برنامه‌ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید