banters

[ایالات متحده]/ˈbæn.tərz/
[بریتانیا]/ˈbæn.tərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بازیگوشانه کسی را دست انداختن یا شوخی کردن.
n. دست انداختن یا شوخی کردن با نیت خوب.

عبارات و ترکیب‌ها

engage in banters

شرکت در شوخی‌های دوستانه

good-natured banters

شوخی‌های دوستانه و مهربانانه

exchange friendly banters

تبادل شوخی‌های دوستانه

lighthearted banters

شوخی‌های سبک و بی‌ادعا

جملات نمونه

they often banter about their favorite movies.

آنها اغلب در مورد فیلم‌های مورد علاقه خود شوخی می‌کنند.

friends love to banter during their game nights.

دوستان عاشق شوخی کردن در طول شب‌های بازی خود هستند.

his playful banters always lighten the mood.

شوخی‌های بازیگوشانه او همیشه فضا را دلپذیر می‌کند.

she enjoys bantering with her colleagues at work.

او از شوخی کردن با همکارانش در محل کار لذت می‌برد.

the friendly banter between them is delightful.

شوخی‌های دوستانه بین آنها لذت بخش است.

we often engage in lighthearted banters over coffee.

ما اغلب در هنگام نوشیدن قهوه به شوخی‌های سبک و سرگرم کننده می‌پردازیم.

his witty banters make him the life of the party.

شوخی‌های باهوشانه او باعث می‌شود او روح مهمانی باشد.

they banter about everything under the sun.

آنها در مورد همه چیز شوخی می‌کنند.

banters between siblings can be quite entertaining.

شوخی‌های بین خواهر و برادر می‌تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

the couple’s playful banters reveal their strong bond.

شوخی‌های بازیگوشانه زوج نشان دهنده پیوند قوی آنها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید