flatters

[ایالات متحده]/ˈflætəz/
[بریتانیا]/ˈflætərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مفرط از کسی ستایش کردن; خوشحال کردن کسی; جذاب‌تر نشان دادن کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

flatters me

من را خوشحال می‌کند

flatters you

شما را خوشحال می‌کند

flatters him

او را خوشحال می‌کند

flatters her

او را خوشحال می‌کند

flatters us

ما را خوشحال می‌کند

flatters them

آنها را خوشحال می‌کند

flatters the crowd

مخاطبان را خوشحال می‌کند

flatters the audience

مخاطبان را خوشحال می‌کند

flatters the team

تیم را خوشحال می‌کند

flatters the boss

رئیس را خوشحال می‌کند

جملات نمونه

she flatters him with compliments about his work.

او با تعریف و تمجید در مورد کارش، او را فریب می‌دهد.

his charm flatters everyone around him.

جاذبه او همه اطرافیان را اغوا می‌کند.

it's easy to flatter someone when you want something.

وقتی چیزی می‌خواهید، فریب دادن کسی آسان است.

she knows how to flatter her boss to get a promotion.

او می‌داند چگونه رئیس خود را فریب دهد تا ترفیع بگیرد.

flattering remarks can sometimes be insincere.

تعارفات گاهی اوقات می‌توانند غیرصادقانه باشند.

he flatters his friends to maintain their friendship.

او دوستان خود را فریب می‌دهد تا دوستی خود را حفظ کند.

flattering someone can boost their confidence.

تعریف و تمجید از کسی می‌تواند اعتماد به نفس آنها را افزایش دهد.

she flatters herself by thinking she's the best.

او با فکر کردن به اینکه بهترین است، خود را فریب می‌دهد.

he often flatters his clients to secure deals.

او اغلب مشتریان خود را فریب می‌دهد تا معاملات را تضمین کند.

flattery will get you nowhere if it's not genuine.

اگر صادقانه نباشد، تعارف شما به هیچ جا نخواهد رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید