barbering

[ایالات متحده]/ˈbɑːbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɑːr.bɛr.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بریدن یا کوتاه کردن مو؛ یک haircut.

عبارات و ترکیب‌ها

barbering skills

مهارت‌های آرایشگری

traditional barbering methods

روش‌های سنتی آرایشگری

barbering services

خدمات آرایشگری

barbering history

تاریخچه آرایشگری

the barbering trade

حرفه آرایشگری

barbering techniques

تکنیک‌های آرایشگری

جملات نمونه

barbering requires a steady hand and attention to detail.

اصلاح مو نیاز به دست ثابت و توجه به جزئیات دارد.

she decided to pursue a career in barbering after finishing high school.

او تصمیم گرفت بعد از اتمام دبیرستان، شغلی در زمینه اصلاح مو دنبال کند.

barbering is an art that combines skill and creativity.

اصلاح مو یک هنر است که ترکیبی از مهارت و خلاقیت است.

many people enjoy the social aspect of barbering.

بسیاری از مردم از جنبه اجتماعی اصلاح مو لذت می برند.

he learned the basics of barbering from his father.

او اصول اولیه اصلاح مو را از پدرش یاد گرفت.

barbering trends change frequently, so staying updated is important.

روندهای اصلاح مو به طور مکرر تغییر می کنند، بنابراین به روز ماندن مهم است.

she opened her own barbering shop in the city center.

او مغازه اصلاح موی خود را در مرکز شهر باز کرد.

barbering techniques can vary from one culture to another.

تکنیک های اصلاح مو می توانند از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشند.

he specializes in modern barbering styles and techniques.

او در سبک ها و تکنیک های مدرن اصلاح مو تخصص دارد.

barbering schools offer comprehensive training programs.

مدارس اصلاح مو برنامه های آموزشی جامع ارائه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید