haircutting

[ایالات متحده]/[ˈheəˌkʌtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈhɛərˌkʌtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تهیه مو؛ یک سبک از تهیه مو.
v. تهیه مو کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

haircutting salon

سالن تکه بریدن مو

haircutting appointment

نوبخت تکه بریدن مو

getting haircut

تکه بریدن مو

haircutting style

سبک تکه بریدن مو

haircutting tools

ابزارهای تکه بریدن مو

haircutting class

کلاس تکه بریدن مو

haircutting techniques

فنون تکه بریدن مو

haircutting shears

گردنده های تکه بریدن مو

home haircut

تکه بریدن مو در خانه

professional haircutting

تکه بریدن مو حرفه ای

جملات نمونه

i'm getting a haircut next tuesday at the salon.

من دوشنبه بعد در سالن مویی می‌گیرم.

she booked a haircut appointment online last week.

او هفته گذشته یک نوبت مویی را اینترنتی درخواست داد.

the barber gave me a really nice haircut.

م haircutر یک مویی واقعا زیبا به من داد.

my little brother insisted on getting a haircut.

برادر کوچک من به شدت می‌خواست مویی بگیرد.

he's considering a short haircut for the summer.

او در حال فکر کردن به یک مویی کوتاه برای تابستان است.

the price of a haircut varies depending on the salon.

قیمت یک مویی بر اساس سالن متفاوت است.

she's nervous about getting a drastic haircut.

او نگران این است که یک مویی گسترده بگیرد.

he's due for a haircut this weekend.

او این هفته آماده مویی گرفتن است.

the stylist recommended a layered haircut.

ستیلیست یک مویی لایه‌ای را توصیه کرد.

i'm saving up for a professional haircut.

من در حال جمع‌آوری پول برای یک مویی حرفه‌ای هستم.

my dog needs a haircut before the beach trip.

سگ من قبل از سفر به پля� مویی نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید