| صفت یا فعل حال استمراری | haircutting |
| جمع | haircuts |
appointment for haircut
قرار ملاقات برای کوتاه کردن مو
get a haircut
مو کوتاه کن
have a haircut
مو داشته باش و کوتاه کن
in-home haircuts for children.
کوتاژ در منزل برای کودکان
Get yourself a haircut!
خودت رو کوتاه کن!
He was unshaven, and badly needed a haircut.
او ریشدار بود و به شدت به یک کوتاژ نیاز داشت.
toytown tunes, daft haircuts and even dafter trousers.
آهنگهای شهر اسباببازی، مدلهای موی سادهلوحانه و حتی شلوارهای سادهلوحانهتر.
had a haircut to improve (or better ) his appearance;
موهایش را کوتاه کرد تا (یا بهتر) ظاهرش را بهبود بخشد؛
joshed his brother about his strange new haircut;
به خاطر مدل موی جدید عجیب برادرش او را مسخره کرد؛
With that dress and your new haircut you’ll really knock their socks off!
با آن لباس و مدل موی جدیدت، واقعاً آنها را شگفتزده خواهی کرد!
Everyone dissolved into fits of laughter when they saw my haircut.
وقتی مدل موهایم را دیدند، همه در خنده های شدید فرو رفتند.
With her new haircut and new clothes, she felt like a million dollars, and looked it too.
با مدل موی جدید و لباسهای جدیدش، احساس میکرد یک میلیون دلار میارزد و همینطور هم به نظر میرسید.
Except for what he spent on haircuts,books and daily necessities he never wasted a penny.
به جز آنچه برای کوتاژ، کتابها و مایحتاج روزمره هزینه میکرد، حتی یک سنت هم هدر نمیداد.
Since the barber gave everybody the same haircut, his practised hand took care of his job without involving his mind.He used his mental capacity, thus spared, to turn raconteur and juicy gossipmonger.
از آنجایی که اصلاح کننده به همه یک مدل مو داد، دست تمرین شده او بدون درگیر کردن ذهن خود از کارش مراقبت کرد.او از ظرفیت ذهنی خود که بدین ترتیب صرفه جویی شده بود، برای تبدیل شدن به یک داستانگو و غایله باز جذاب استفاده کرد.
Getting salon-quality haircuts at a fraction of the price!
دریافت خدمات آرایشگاهی باکیفیت با قیمتی بسیار کمتر!
منبع: Modern Family - Season 07Because what if they do bad haircuts?
چون اگر آنها مدل موهای بدی انجام دهند چه میشود؟
منبع: Listening DigestI'm the only one who can get my haircut.
من تنها کسی هستم که میتواند موهایم را کوتاه کند.
منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)I am having my haircut on Tuesday.
من روز سهشنبه موهایم را کوتاه میکنم.
منبع: Learn grammar with Lucy.The royal barber gave a free haircut.
حلقهزن سلطنتی یک مدل موی رایگان ارائه داد.
منبع: L1 Wizard and CatHe had a haircut and new suit on.
او مدل موی جدید و کت و شلوار جدیدی پوشیده بود.
منبع: BBC Authentic EnglishFauxhawk is a haircut similar to a Mohawk.
فاکهوک یک مدل موی شبیه به موهوک است.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesWhere do you go to get a haircut?
برای کوتاه کردن موهایتان کجا میروید؟
منبع: Airborne English: Everyone speaks English.She had a new haircut and a tattoo.
او مدل موی جدید و خالکوبی داشت.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesAll that changed. I got a new haircut.
همه اینها تغییر کرد. من یک مدل موی جدید گرفتم.
منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)appointment for haircut
قرار ملاقات برای کوتاه کردن مو
get a haircut
مو کوتاه کن
have a haircut
مو داشته باش و کوتاه کن
in-home haircuts for children.
کوتاژ در منزل برای کودکان
Get yourself a haircut!
خودت رو کوتاه کن!
He was unshaven, and badly needed a haircut.
او ریشدار بود و به شدت به یک کوتاژ نیاز داشت.
toytown tunes, daft haircuts and even dafter trousers.
آهنگهای شهر اسباببازی، مدلهای موی سادهلوحانه و حتی شلوارهای سادهلوحانهتر.
had a haircut to improve (or better ) his appearance;
موهایش را کوتاه کرد تا (یا بهتر) ظاهرش را بهبود بخشد؛
joshed his brother about his strange new haircut;
به خاطر مدل موی جدید عجیب برادرش او را مسخره کرد؛
With that dress and your new haircut you’ll really knock their socks off!
با آن لباس و مدل موی جدیدت، واقعاً آنها را شگفتزده خواهی کرد!
Everyone dissolved into fits of laughter when they saw my haircut.
وقتی مدل موهایم را دیدند، همه در خنده های شدید فرو رفتند.
With her new haircut and new clothes, she felt like a million dollars, and looked it too.
با مدل موی جدید و لباسهای جدیدش، احساس میکرد یک میلیون دلار میارزد و همینطور هم به نظر میرسید.
Except for what he spent on haircuts,books and daily necessities he never wasted a penny.
به جز آنچه برای کوتاژ، کتابها و مایحتاج روزمره هزینه میکرد، حتی یک سنت هم هدر نمیداد.
Since the barber gave everybody the same haircut, his practised hand took care of his job without involving his mind.He used his mental capacity, thus spared, to turn raconteur and juicy gossipmonger.
از آنجایی که اصلاح کننده به همه یک مدل مو داد، دست تمرین شده او بدون درگیر کردن ذهن خود از کارش مراقبت کرد.او از ظرفیت ذهنی خود که بدین ترتیب صرفه جویی شده بود، برای تبدیل شدن به یک داستانگو و غایله باز جذاب استفاده کرد.
Getting salon-quality haircuts at a fraction of the price!
دریافت خدمات آرایشگاهی باکیفیت با قیمتی بسیار کمتر!
منبع: Modern Family - Season 07Because what if they do bad haircuts?
چون اگر آنها مدل موهای بدی انجام دهند چه میشود؟
منبع: Listening DigestI'm the only one who can get my haircut.
من تنها کسی هستم که میتواند موهایم را کوتاه کند.
منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)I am having my haircut on Tuesday.
من روز سهشنبه موهایم را کوتاه میکنم.
منبع: Learn grammar with Lucy.The royal barber gave a free haircut.
حلقهزن سلطنتی یک مدل موی رایگان ارائه داد.
منبع: L1 Wizard and CatHe had a haircut and new suit on.
او مدل موی جدید و کت و شلوار جدیدی پوشیده بود.
منبع: BBC Authentic EnglishFauxhawk is a haircut similar to a Mohawk.
فاکهوک یک مدل موی شبیه به موهوک است.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesWhere do you go to get a haircut?
برای کوتاه کردن موهایتان کجا میروید؟
منبع: Airborne English: Everyone speaks English.She had a new haircut and a tattoo.
او مدل موی جدید و خالکوبی داشت.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesAll that changed. I got a new haircut.
همه اینها تغییر کرد. من یک مدل موی جدید گرفتم.
منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید