barrages

[ایالات متحده]/bəˈrɑːʒɪz/
[بریتانیا]/bəˈrædʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بارانی از تیراندازی یا آتش توپخانه؛ یک حمله متمرکز با سلاح‌های سنگین.; یک سری موانع، اغلب پر از آب، که در سراسر یک رودخانه ساخته می‌شوند تا جریان آب را کنترل کنند.
v. با قدرت آتش متمرکز حمله کردن یا مانع شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

barrages of insults

باران توهین‌ها

barrages of propaganda

باران تبلیغات

جملات نمونه

the barrages of questions overwhelmed the speaker.

پرسش‌های پی‌درپی باعث سردرگمی سخنران شد.

during the debate, the candidate faced barrages of criticism.

در طول مناظره، نامزد با انتقادات پی‌درپی روبرو شد.

the barrages of fireworks lit up the night sky.

آتش‌بازی‌های پی‌درپی آسمان شب را روشن کردند.

she received barrages of support from her friends.

او از دوستانش حمایت‌های پی‌درپی دریافت کرد.

the soldiers advanced despite the barrages of gunfire.

سربازان با وجود آتش‌گستری‌های پی‌درپی به جلو حرکت کردند.

the teacher was met with barrages of laughter from the students.

معلم با خنده‌های پی‌درپی از طرف دانش‌آموزان مواجه شد.

his performance was met with barrages of applause.

اجرای او با تشویق‌های پی‌درپی مواجه شد.

the news article received barrages of comments online.

مقاله خبری نظرات پی‌درپی را به صورت آنلاین دریافت کرد.

after the announcement, there were barrages of reactions on social media.

پس از اعلام، واکنش‌های پی‌درپی در رسانه‌های اجتماعی وجود داشت.

the athlete endured barrages of criticism after the loss.

ورزشکار پس از شکست، انتقادات پی‌درپی را تحمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید