floodgates

[ایالات متحده]/ˈflʌdɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈflʌdˌɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دروازه‌ها که برای کنترل جریان آب در رودخانه‌ها یا دریاچه‌ها استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

open floodgates

باز شدن دریچه‌ها

floodgates of emotion

دریچه‌های احساسات

floodgates of information

دریچه‌های اطلاعات

floodgates of opportunity

دریچه‌های فرصت

floodgates are open

دریچه‌ها باز هستند

floodgates of creativity

دریچه‌های خلاقیت

floodgates of change

دریچه‌های تغییر

floodgates of support

دریچه‌های حمایت

floodgates of debate

دریچه‌های بحث

floodgates of funding

دریچه‌های تامین مالی

جملات نمونه

the floodgates opened after the heavy rain.

در اثر بارش شدید، دریچه‌ها باز شدند.

once the floodgates are released, the water will rush in.

هنگامی که دریچه‌ها باز شوند، آب هجوم خواهد آورد.

she felt like the floodgates of emotion had burst open.

او احساس کرد که دریچه‌های احساسات منفجر شده‌اند.

the floodgates of creativity were unleashed during the workshop.

در طول کارگاه، دریچه‌های خلاقیت رها شدند.

he opened the floodgates to a torrent of complaints.

او دریچه‌ها را به روی سیل عظیمی از شکایات باز کرد.

once the floodgates of discussion were opened, everyone joined in.

هنگامی که دریچه‌های بحث باز شد، همه شرکت کردند.

the floodgates of opportunity are now wide open.

دریچه‌های فرصت اکنون کاملاً باز هستند.

after the announcement, the floodgates of speculation began.

پس از اعلام، دریچه‌های حدس و گمان آغاز شد.

the floodgates to new markets have been opened.

دریچه‌ها به بازارهای جدید باز شده‌اند.

they decided to open the floodgates to public opinion.

آنها تصمیم گرفتند دریچه‌ها را به روی نظر عمومی باز کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید