bawdy

[ایالات متحده]/'bɔːdɪ/
[بریتانیا]/'bɔdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور خنده‌دار یا شهوانی مبتذل یا ناپسند
n. زبان زشت یا آثار ناپسند.
Word Forms
صفت عالیbawdiest
صفت تفضیلیbawdier

جملات نمونه

what we regard as broad or even bawdy is a fact of nature to him.

آنچه ما آن را وسیع یا حتی مبتذل می‌دانیم، برای او یک واقعیت طبیعی است.

a very funny collection of bawdy and scurrilous writings.

یک مجموعه بسیار خنده‌دار از نوشته‌های مبتذل و بی‌ادبانه.

After a few drinks, they were all singing bawdy songs at the top of their voices.

بعد از چند نوشیدنی، همه با صدای بلند مشغول خواندن آهنگ‌های مبتذل بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید