lewd

[ایالات متحده]/l(j)uːd/
[بریتانیا]/lud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زشت; مبتذل; ناپسند

جملات نمونه

lewd whisperings of a dirty old man

نجواهای مبتذل یک مرد پیر کثیف

she began to gyrate to the music and sing a lewd song.

او شروع به چرخیدن به آهنگ و خواندن یک ترانه بی‌ادبانه کرد.

He made a lewd comment towards his coworker.

او نسبت به همکارش اظهار نظر مبتذولی کرد.

The movie contained lewd scenes that were not suitable for children.

فیلم حاوی صحنه های مبتذلی بود که برای کودکان مناسب نبود.

She was uncomfortable with his lewd gestures.

او با حرکات مبتذل او احساس ناراحتی می کرد.

The comedian's lewd jokes offended many audience members.

جک های مبتذل کمدین باعث ناراحتی بسیاری از تماشاگران شد.

The website was shut down for hosting lewd content.

وب سایت به دلیل میزبانی از محتوای مبتذل بسته شد.

He was accused of making lewd advances towards his neighbor.

اتهام داشت که با همسایه خود رفتارهای مبتذله ای داشته است.

The artist's lewd artwork sparked controversy.

هنر مبتذل هنرمند باعث جنجال شد.

The teacher reprimanded the students for their lewd behavior in class.

معلم به دلیل رفتار مبتذل آنها در کلاس دانش آموزان را توبیخ کرد.

The book was banned for its lewd content.

کتاب به دلیل محتوای مبتذل آن ممنوع شد.

She was disgusted by the lewd comments from strangers on social media.

او از نظرات مبتذل افراد غریبه در رسانه های اجتماعی احساس انزجار می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید