beat-up

[ایالات متحده]/[ˈbiːt ʌp]/
[بریتانیا]/[ˈbiːt ʌp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (beat up) آسیب رساندن یا فرسوده کردن؛ (beat up) حمله فیزیکی به کسی.
adj. آسیب دیده؛ در حالت بد، به ویژه به دلیل فرسودگی؛ برای توصیف چیزی که بدی اصلاح شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

beat-up car

ماشین کثیف

beat-up shoes

جوراب کثیف

beat-up look

نگاه کثیف

beat-up furniture

مبلمان کثیف

beat-up case

حالت کثیف

beat-up condition

وضعیت کثیف

beat-up appearance

appear کثیف

beat-up laptop

لپ تاپ کثیف

beat-up bag

کیف کثیف

جملات نمونه

he drove a beat-up old pickup truck.

او با یک دیزل قدیمی و فروپاشیده رانندگی کرد.

the beat-up furniture was surprisingly comfortable.

مبلمان فروپاشیده به طور شگفت‌آوری راحت بود.

she bought a beat-up motorcycle for a steal.

او یک موتورسیکلت فروپاشیده را با قیمت بسیار پایین خرید.

the beat-up door barely stayed closed.

در فروپاشیده تقریباً بسته ماند.

they found a beat-up suitcase at the airport.

آنها یک چمدان فروپاشیده را در فرودگاه پیدا کردند.

he had a beat-up laptop with a cracked screen.

او یک لپ‌تاپ فروپاشیده با صفحه‌نمایش شکسته داشت.

the band played their music on a beat-up van.

گروه موسیقی خود را روی یک وان فروپاشیده اجرا کرد.

the beat-up car needed a lot of repairs.

خودروی فروپاشیده نیاز به تعمیرات زیادی داشت.

despite being beat-up, the guitar sounded great.

رغم فروپاشیدگی، گیتار صدای بسیار خوبی داشت.

he restored the beat-up table to its former glory.

او میز فروپاشیده را به زیبایی سابق خود بازگرداند.

the beat-up sneakers were his favorite pair.

این کفش‌های فروپاشیده علایق وی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید