beat-up car
ماشین کثیف
beat-up shoes
جوراب کثیف
beat-up look
نگاه کثیف
beat-up furniture
مبلمان کثیف
beat-up case
حالت کثیف
beat-up condition
وضعیت کثیف
beat-up appearance
appear کثیف
beat-up laptop
لپ تاپ کثیف
beat-up bag
کیف کثیف
he drove a beat-up old pickup truck.
او با یک دیزل قدیمی و فروپاشیده رانندگی کرد.
the beat-up furniture was surprisingly comfortable.
مبلمان فروپاشیده به طور شگفتآوری راحت بود.
she bought a beat-up motorcycle for a steal.
او یک موتورسیکلت فروپاشیده را با قیمت بسیار پایین خرید.
the beat-up door barely stayed closed.
در فروپاشیده تقریباً بسته ماند.
they found a beat-up suitcase at the airport.
آنها یک چمدان فروپاشیده را در فرودگاه پیدا کردند.
he had a beat-up laptop with a cracked screen.
او یک لپتاپ فروپاشیده با صفحهنمایش شکسته داشت.
the band played their music on a beat-up van.
گروه موسیقی خود را روی یک وان فروپاشیده اجرا کرد.
the beat-up car needed a lot of repairs.
خودروی فروپاشیده نیاز به تعمیرات زیادی داشت.
despite being beat-up, the guitar sounded great.
رغم فروپاشیدگی، گیتار صدای بسیار خوبی داشت.
he restored the beat-up table to its former glory.
او میز فروپاشیده را به زیبایی سابق خود بازگرداند.
the beat-up sneakers were his favorite pair.
این کفشهای فروپاشیده علایق وی بود.
beat-up car
ماشین کثیف
beat-up shoes
جوراب کثیف
beat-up look
نگاه کثیف
beat-up furniture
مبلمان کثیف
beat-up case
حالت کثیف
beat-up condition
وضعیت کثیف
beat-up appearance
appear کثیف
beat-up laptop
لپ تاپ کثیف
beat-up bag
کیف کثیف
he drove a beat-up old pickup truck.
او با یک دیزل قدیمی و فروپاشیده رانندگی کرد.
the beat-up furniture was surprisingly comfortable.
مبلمان فروپاشیده به طور شگفتآوری راحت بود.
she bought a beat-up motorcycle for a steal.
او یک موتورسیکلت فروپاشیده را با قیمت بسیار پایین خرید.
the beat-up door barely stayed closed.
در فروپاشیده تقریباً بسته ماند.
they found a beat-up suitcase at the airport.
آنها یک چمدان فروپاشیده را در فرودگاه پیدا کردند.
he had a beat-up laptop with a cracked screen.
او یک لپتاپ فروپاشیده با صفحهنمایش شکسته داشت.
the band played their music on a beat-up van.
گروه موسیقی خود را روی یک وان فروپاشیده اجرا کرد.
the beat-up car needed a lot of repairs.
خودروی فروپاشیده نیاز به تعمیرات زیادی داشت.
despite being beat-up, the guitar sounded great.
رغم فروپاشیدگی، گیتار صدای بسیار خوبی داشت.
he restored the beat-up table to its former glory.
او میز فروپاشیده را به زیبایی سابق خود بازگرداند.
the beat-up sneakers were his favorite pair.
این کفشهای فروپاشیده علایق وی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید