ragged

[ایالات متحده]/ˈræɡɪd/
[بریتانیا]/ˈræɡɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیدن لباس‌های پاره؛ ناهموار یا دندانه‌دار
Word Forms
قسمت سوم فعلragged
زمان گذشتهragged

عبارات و ترکیب‌ها

in rags

در لباس‌های مندرس

red rag

پارچه قرمز

rag doll

عروسک پارچه‌ای

rag trade

صنعت پوشاک ارزان

glad rags

لباس‌های شیک

chew the rag

با کسی گپ بزن

on the rag

در حال قاعدگی

جملات نمونه

the ragged discipline of the players.

انضباط نامنظم بازیکنان.

a pair of ragged ponies.

یک جفت اسب‌های ژولیده

a ragged old derelict

یک متروکه قدیمی ژولیده

Ragged clothing infers poverty.

لباس‌های مندرس نشان‌دهنده فقر است.

clothes as ragged as a scarecrow's.

لباسی به ژولیده بودن لباس یک كلاهبردار

a column of text set with a ragged right margin.

یک ستون متن با حاشیه راست ژولیده

They ragged him about his haircut.

آنها درباره مدل موهایش با او شوخی کردند.

He's walking a dog with a ragged coat of fair.

او سگی را با پوشش ژولیده و روشن می‌برد.

A ragged shout went up from the small crowd.

یک فریاد ژولیده از جمعیت کوچک بلند شد.

ragged her about being so stubborn;

در مورد اینکه او آنقدر سرسخت بود با او شوخی کردند;

a country gentleman who dissimulates his wealth beneath ragged pullovers.

یک جنتلمن روستایی که ثروت خود را زیر پلیورهای ژولیده پنهان می‌کند.

he looked a little ragged, a little shadowy beneath the eyes.

او کمی ژولیده و کمی سایه‌دار زیر چشم‌ها به نظر می‌رسید.

You look really exhausted. Have the children been running you ragged?

خیلی خسته به نظر می‌رسید. آیا بچه‌ها شما را به زحمت انداخته‌اند؟

Furthermore, the authors observe the high gettering efficiency of Au to void in ragged backside of diodes.

علاوه بر این، نویسندگان از بازدهی بالای Au برای جمع آوری خلاء در قسمت پشتی ناهموار دیودها گزارش می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید