in rags
در لباسهای مندرس
red rag
پارچه قرمز
rag doll
عروسک پارچهای
rag trade
صنعت پوشاک ارزان
glad rags
لباسهای شیک
chew the rag
با کسی گپ بزن
on the rag
در حال قاعدگی
the ragged discipline of the players.
انضباط نامنظم بازیکنان.
a pair of ragged ponies.
یک جفت اسبهای ژولیده
a ragged old derelict
یک متروکه قدیمی ژولیده
Ragged clothing infers poverty.
لباسهای مندرس نشاندهنده فقر است.
clothes as ragged as a scarecrow's.
لباسی به ژولیده بودن لباس یک كلاهبردار
a column of text set with a ragged right margin.
یک ستون متن با حاشیه راست ژولیده
They ragged him about his haircut.
آنها درباره مدل موهایش با او شوخی کردند.
He's walking a dog with a ragged coat of fair.
او سگی را با پوشش ژولیده و روشن میبرد.
A ragged shout went up from the small crowd.
یک فریاد ژولیده از جمعیت کوچک بلند شد.
ragged her about being so stubborn;
در مورد اینکه او آنقدر سرسخت بود با او شوخی کردند;
a country gentleman who dissimulates his wealth beneath ragged pullovers.
یک جنتلمن روستایی که ثروت خود را زیر پلیورهای ژولیده پنهان میکند.
he looked a little ragged, a little shadowy beneath the eyes.
او کمی ژولیده و کمی سایهدار زیر چشمها به نظر میرسید.
You look really exhausted. Have the children been running you ragged?
خیلی خسته به نظر میرسید. آیا بچهها شما را به زحمت انداختهاند؟
Furthermore, the authors observe the high gettering efficiency of Au to void in ragged backside of diodes.
علاوه بر این، نویسندگان از بازدهی بالای Au برای جمع آوری خلاء در قسمت پشتی ناهموار دیودها گزارش می دهند.
in rags
در لباسهای مندرس
red rag
پارچه قرمز
rag doll
عروسک پارچهای
rag trade
صنعت پوشاک ارزان
glad rags
لباسهای شیک
chew the rag
با کسی گپ بزن
on the rag
در حال قاعدگی
the ragged discipline of the players.
انضباط نامنظم بازیکنان.
a pair of ragged ponies.
یک جفت اسبهای ژولیده
a ragged old derelict
یک متروکه قدیمی ژولیده
Ragged clothing infers poverty.
لباسهای مندرس نشاندهنده فقر است.
clothes as ragged as a scarecrow's.
لباسی به ژولیده بودن لباس یک كلاهبردار
a column of text set with a ragged right margin.
یک ستون متن با حاشیه راست ژولیده
They ragged him about his haircut.
آنها درباره مدل موهایش با او شوخی کردند.
He's walking a dog with a ragged coat of fair.
او سگی را با پوشش ژولیده و روشن میبرد.
A ragged shout went up from the small crowd.
یک فریاد ژولیده از جمعیت کوچک بلند شد.
ragged her about being so stubborn;
در مورد اینکه او آنقدر سرسخت بود با او شوخی کردند;
a country gentleman who dissimulates his wealth beneath ragged pullovers.
یک جنتلمن روستایی که ثروت خود را زیر پلیورهای ژولیده پنهان میکند.
he looked a little ragged, a little shadowy beneath the eyes.
او کمی ژولیده و کمی سایهدار زیر چشمها به نظر میرسید.
You look really exhausted. Have the children been running you ragged?
خیلی خسته به نظر میرسید. آیا بچهها شما را به زحمت انداختهاند؟
Furthermore, the authors observe the high gettering efficiency of Au to void in ragged backside of diodes.
علاوه بر این، نویسندگان از بازدهی بالای Au برای جمع آوری خلاء در قسمت پشتی ناهموار دیودها گزارش می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید