scratched surface
سطح خراشیده
scratched car
ماشین خراشیده
scratched record
رکورد خراشیده
scratched screen
صفحه نمایش خراشیده
scratched paint
رنگ خراشیده
scratched furniture
مبلمان خراشیده
scratched lens
لنز خراشیده
scratched wall
دیوار خراشیده
scratched skin
پوست خراشیده
she scratched her head in confusion.
او با سردرگمی سر خود را خاراند.
the cat scratched the furniture.
گربه مبلمان را خاراند.
he scratched his name on the list.
او نام خود را روی لیست خراشید.
my arm got scratched by a branch.
بازوی من توسط شاخه ای خراشیده شد.
she scratched the surface of the paint.
او سطح رنگ را خراشید.
he scratched his chin thoughtfully.
او با فکر کردن چانهاش را خراشید.
the dog scratched at the door.
سگ به در خراشید.
she scratched out the wrong answer.
او پاسخ اشتباه را خراشید.
he scratched his ticket to check for a win.
او بلیط خود را برای بررسی برنده شدن خراشید.
the child scratched a drawing in the sand.
کودک یک نقاشی روی شن کشید.
scratched surface
سطح خراشیده
scratched car
ماشین خراشیده
scratched record
رکورد خراشیده
scratched screen
صفحه نمایش خراشیده
scratched paint
رنگ خراشیده
scratched furniture
مبلمان خراشیده
scratched lens
لنز خراشیده
scratched wall
دیوار خراشیده
scratched skin
پوست خراشیده
she scratched her head in confusion.
او با سردرگمی سر خود را خاراند.
the cat scratched the furniture.
گربه مبلمان را خاراند.
he scratched his name on the list.
او نام خود را روی لیست خراشید.
my arm got scratched by a branch.
بازوی من توسط شاخه ای خراشیده شد.
she scratched the surface of the paint.
او سطح رنگ را خراشید.
he scratched his chin thoughtfully.
او با فکر کردن چانهاش را خراشید.
the dog scratched at the door.
سگ به در خراشید.
she scratched out the wrong answer.
او پاسخ اشتباه را خراشید.
he scratched his ticket to check for a win.
او بلیط خود را برای بررسی برنده شدن خراشید.
the child scratched a drawing in the sand.
کودک یک نقاشی روی شن کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید