bejeweled crown
تاج جواهرنشان
bejeweled necklace
گردنبند جواهرنشان
bejeweled box
جعبه جواهرنشان
a bejeweled dragon
اژدهای جواهرنشان
bejeweled sword
شمشیر جواهرنشان
bejeweled throne
تاج و تخت جواهرنشان
bejeweled hand mirror
آینه دست جواهرنشان
a bejeweled goblet
لیوان جواهرنشان
bejeweled armor
زره جواهرنشان
the actress wore a bejeweled gown to the award ceremony.
بازیگر یک لباس گلداندار به مراسم اهدای جوایز پوشید.
the bejeweled tiara sparkled under the lights.
تاج گلداندار زیر نورها میدرخشید.
she received a bejeweled necklace as a birthday gift.
او یک گردنبند گلداندار را به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.
the bejeweled phone case was a popular trend.
قاب گوشی گلداندار یک روند محبوب بود.
his bejeweled watch caught everyone's attention.
ساعت گلداندار او توجه همه را جلب کرد.
the bejeweled cake was the centerpiece of the party.
کیک گلداندار نقطه کانونی مهمانی بود.
she loves to wear bejeweled accessories to enhance her outfits.
او عاشق پوشیدن لوازم جانبی گلداندار برای افزایش ظاهر لباسهایش است.
the bejeweled crown symbolized her royal status.
تاج گلداندار نماد جایگاه سلطنتی او بود.
they showcased bejeweled art pieces at the gallery.
آنها آثار هنری گلداندار را در گالری به نمایش گذاشتند.
the fashion show featured models in bejeweled outfits.
نمایش مد مدلهایی را با لباسهای گلداندار به نمایش گذاشت.
bejeweled crown
تاج جواهرنشان
bejeweled necklace
گردنبند جواهرنشان
bejeweled box
جعبه جواهرنشان
a bejeweled dragon
اژدهای جواهرنشان
bejeweled sword
شمشیر جواهرنشان
bejeweled throne
تاج و تخت جواهرنشان
bejeweled hand mirror
آینه دست جواهرنشان
a bejeweled goblet
لیوان جواهرنشان
bejeweled armor
زره جواهرنشان
the actress wore a bejeweled gown to the award ceremony.
بازیگر یک لباس گلداندار به مراسم اهدای جوایز پوشید.
the bejeweled tiara sparkled under the lights.
تاج گلداندار زیر نورها میدرخشید.
she received a bejeweled necklace as a birthday gift.
او یک گردنبند گلداندار را به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.
the bejeweled phone case was a popular trend.
قاب گوشی گلداندار یک روند محبوب بود.
his bejeweled watch caught everyone's attention.
ساعت گلداندار او توجه همه را جلب کرد.
the bejeweled cake was the centerpiece of the party.
کیک گلداندار نقطه کانونی مهمانی بود.
she loves to wear bejeweled accessories to enhance her outfits.
او عاشق پوشیدن لوازم جانبی گلداندار برای افزایش ظاهر لباسهایش است.
the bejeweled crown symbolized her royal status.
تاج گلداندار نماد جایگاه سلطنتی او بود.
they showcased bejeweled art pieces at the gallery.
آنها آثار هنری گلداندار را در گالری به نمایش گذاشتند.
the fashion show featured models in bejeweled outfits.
نمایش مد مدلهایی را با لباسهای گلداندار به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید