berserk

[ایالات متحده]/bəˈzɜːk/
[بریتانیا]/bərˈzɜːrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حالت خشم شدید یا رفتار غیرقابل کنترل
n. یک فرد خشن؛ یک جنگجوی خشن
Word Forms
جمعberserks

عبارات و ترکیب‌ها

go berserk

عصبی شوید

berserk rage

خشم جنون آمیز

berserk behavior

رفتار جنون آمیز

جملات نمونه

a man went berserk with an arsenal of guns.

یک مرد به حالت جنون‌آمیز با مجموعه‌ای از سلاح‌ها برخاست.

The dog went berserk when a wasp stung him.

سگ وقتی که زنبور به او نیش زد، به حالت جنون‌آمیز در آمد.

a berserk worker who started smashing all the windows.

یک کارگر جنون‌آمیز که شروع به شکستن تمام پنجره‌ها کرد.

My husband will go berserk if he finds you here.

اگر او شما را اینجا پیدا کند، همسرم دیوانه خواهد شد.

Wooly Locoweed, Utah, 1999 "A pretty poison, woolly locoweed, flowering during autumn, can make cattle that eat its toxic leaves go berserk and die."

چمن وحشی الووی، یوتا، 1999 «یک سم زیبا، چمن وحشی الووی، که در طول پاییز گل می‌دهد، می‌تواند باعث شود گاوهایی که برگ‌های سمی آن را می‌خورند، به حالت جنون‌آمیز درآمده و بمیرند.»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید